sues

[ایالات متحده]/[sjuːz]/
[بریتانیا]/[suːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دادگاهی را برای کسی باز کردن؛ دعوا کردن؛ درخواست دادن یا درخواست کردن برای چیزی، به ویژه به صورت رسمی.
n. اقدام قانونی؛ دعوای قضایی.

عبارات و ترکیب‌ها

sues someone

دیگری را دعوی می‌کند

sued him

او را دعوی کرد

sues for

برای دعوی می‌کند

being sued

بودن در دعوی

sues over

در مورد دعوی می‌کند

sues against

مقابل دعوی می‌کند

sues now

هم‌اکنون دعوی می‌کند

sues them

آن‌ها را دعوی می‌کند

sues annually

سالانه دعوی می‌کند

sues relentlessly

به طور غیرمتردید دعوی می‌کند

جملات نمونه

the company sues its former employee for breach of contract.

شرکت به کارمند سابق خود به دلیل نقض قرارداد دعوی می‌کند.

he sues the restaurant after getting food poisoning.

او پس از مسمومیت غذایی به رستوران دعوی می‌کند.

the plaintiff sues for damages after the car accident.

خواهان دعوی به دلیل خسارت پس از حادثه تصادف می‌کند.

the government sues the corporation for environmental violations.

دولت به شرکت به دلیل نقض‌های محیط زیستی دعوی می‌کند.

she sues the landlord over unsafe living conditions.

او به دلیل شرایط زندگی نامناسب به مالک مسکن دعوی می‌کند.

the investor sues the broker for misrepresentation.

سرمایه‌گذار به دلیل اشتباه در نمایندگی به واسطه دعوی می‌کند.

the software developer sues for copyright infringement.

توسعه‌دهنده نرم‌افزار به دلیل تخلف از حق کپی‌رایت دعوی می‌کند.

the patient sues the doctor for medical malpractice.

بیمار به دلیل اخلال در پزشکی به پزشک دعوی می‌کند.

the bank sues the borrower for failing to repay the loan.

بانک به وام‌گیرنده به دلیل عدم پرداخت وام دعوی می‌کند.

the publisher sues for libel and defamation.

انتشار者 به دلیل افترا و تحقیر دعوی می‌کند.

the employee sues for wrongful termination.

کارمند به دلیل اخراج نادرست دعوی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید