| شکل سوم شخص مفرد | sugarcoats |
| صفت یا فعل حال استمراری | sugarcoating |
| زمان گذشته | sugarcoated |
| قسمت سوم فعل | sugarcoated |
sugarcoat the truth
نجعل حقیقت را شیریننمایی
sugarcoat a message
پیامی را شیریننمایی کنید
sugarcoat criticism
انتقاد را شیریننمایی کنید
sugarcoat reality
واقعیت را شیریننمایی کنید
sugarcoat feelings
احساسات را شیریننمایی کنید
sugarcoat a situation
یک موقعیت را شیریننمایی کنید
sugarcoat bad news
اخبار بد را شیریننمایی کنید
sugarcoat an opinion
یک نظر را شیریننمایی کنید
sugarcoat a deal
یک معامله را شیریننمایی کنید
sugarcoat advice
توصیه را شیریننمایی کنید
don't sugarcoat the truth; we need to face the reality.
از بیان حقیقت نپرهید؛ باید واقعیت را بپذیریم.
she tends to sugarcoat her criticism to avoid hurting feelings.
او معمولاً انتقاد خود را برای جلوگیری از ناراحتی دیگران، ملایم میکند.
it's better to be honest than to sugarcoat your intentions.
صادق بودن بهتر از پوشاندن نیات شماست.
he always tries to sugarcoat his failures with excuses.
او همیشه سعی میکند شکستهای خود را با بهانهپردازی توجیه کند.
she didn't sugarcoat her response; she was very direct.
او پاسخی ملایم نداد؛ او بسیار مستقیم بود.
when giving feedback, avoid sugarcoating to ensure clarity.
هنگام ارائه بازخورد، از ملایم کردن آن برای اطمینان از وضوح خودداری کنید.
he tends to sugarcoat everything, making it hard to trust him.
او معمولاً همه چیز را ملایم میکند، و باعث میشود به او اعتماد کردن سخت باشد.
she decided to sugarcoat the bad news to make it easier to accept.
او تصمیم گرفت اخبار بد را ملایم کند تا پذیرش آن آسانتر شود.
sometimes, it's important not to sugarcoat the consequences of our actions.
گاهی اوقات، مهم است که از بیان عواقب اعمال خود نپرهید.
he sugarcoated his proposal to make it more appealing to the team.
او پیشنهاد خود را ملایم کرد تا برای تیم جذابتر شود.
sugarcoat the truth
نجعل حقیقت را شیریننمایی
sugarcoat a message
پیامی را شیریننمایی کنید
sugarcoat criticism
انتقاد را شیریننمایی کنید
sugarcoat reality
واقعیت را شیریننمایی کنید
sugarcoat feelings
احساسات را شیریننمایی کنید
sugarcoat a situation
یک موقعیت را شیریننمایی کنید
sugarcoat bad news
اخبار بد را شیریننمایی کنید
sugarcoat an opinion
یک نظر را شیریننمایی کنید
sugarcoat a deal
یک معامله را شیریننمایی کنید
sugarcoat advice
توصیه را شیریننمایی کنید
don't sugarcoat the truth; we need to face the reality.
از بیان حقیقت نپرهید؛ باید واقعیت را بپذیریم.
she tends to sugarcoat her criticism to avoid hurting feelings.
او معمولاً انتقاد خود را برای جلوگیری از ناراحتی دیگران، ملایم میکند.
it's better to be honest than to sugarcoat your intentions.
صادق بودن بهتر از پوشاندن نیات شماست.
he always tries to sugarcoat his failures with excuses.
او همیشه سعی میکند شکستهای خود را با بهانهپردازی توجیه کند.
she didn't sugarcoat her response; she was very direct.
او پاسخی ملایم نداد؛ او بسیار مستقیم بود.
when giving feedback, avoid sugarcoating to ensure clarity.
هنگام ارائه بازخورد، از ملایم کردن آن برای اطمینان از وضوح خودداری کنید.
he tends to sugarcoat everything, making it hard to trust him.
او معمولاً همه چیز را ملایم میکند، و باعث میشود به او اعتماد کردن سخت باشد.
she decided to sugarcoat the bad news to make it easier to accept.
او تصمیم گرفت اخبار بد را ملایم کند تا پذیرش آن آسانتر شود.
sometimes, it's important not to sugarcoat the consequences of our actions.
گاهی اوقات، مهم است که از بیان عواقب اعمال خود نپرهید.
he sugarcoated his proposal to make it more appealing to the team.
او پیشنهاد خود را ملایم کرد تا برای تیم جذابتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید