| جمع | sunbonnets |
sunbonnet girl
دختر کلاه خورشیدی
sunbonnet style
سبک کلاه خورشیدی
sunbonnet pattern
الگوی کلاه خورشیدی
sunbonnet hat
کلاه خورشیدی
sunbonnet design
طراحی کلاه خورشیدی
sunbonnet sewing
دوخت کلاه خورشیدی
sunbonnet project
پروژه کلاه خورشیدی
sunbonnet doll
عروسک کلاه خورشیدی
sunbonnet quilt
ملحفه کلاه خورشیدی
sunbonnet patterning
الگو سازی کلاه خورشیدی
the little girl wore a sunbonnet to protect her from the sun.
دختر کوچولو یک کلاه آفتابی به تن داشت تا از او در برابر آفتاب محافظت کند.
she picked a bright yellow sunbonnet for her picnic.
او یک کلاه آفتابی زرد روشن برای پیک نیک خود انتخاب کرد.
sunbonnets are popular among farmers during the summer.
کلاههای آفتابی در بین کشاورزان در طول تابستان محبوب هستند.
the sunbonnet kept her cool while she worked in the garden.
کلاه آفتابی او را در حالی که در باغ کار میکرد خنک نگه میداشت.
she embroidered flowers on her sunbonnet for a personal touch.
او برای ایجاد یک حس شخصی، گلها را روی کلاه آفتابی خود گلدوزی کرد.
he admired the vintage sunbonnet displayed at the museum.
او کلاه آفتابی قدیمی را که در موزه به نمایش گذاشته شده بود تحسین کرد.
wearing a sunbonnet is a tradition in some rural communities.
پوشیدن کلاه آفتابی در برخی از جوامع روستایی یک سنت است.
the sunbonnet was designed to provide maximum shade.
کلاه آفتابی به گونهای طراحی شده بود که حداکثر سایه را فراهم کند.
she always wore her sunbonnet when going to the beach.
او همیشه وقتی به ساحل میرفت کلاه آفتابی خود را میپوشید.
the sunbonnet's wide brim protected her face from sunburn.
لبه پهن کلاه آفتابی صورت او را از آفتاب سوختگی محافظت میکرد.
sunbonnet girl
دختر کلاه خورشیدی
sunbonnet style
سبک کلاه خورشیدی
sunbonnet pattern
الگوی کلاه خورشیدی
sunbonnet hat
کلاه خورشیدی
sunbonnet design
طراحی کلاه خورشیدی
sunbonnet sewing
دوخت کلاه خورشیدی
sunbonnet project
پروژه کلاه خورشیدی
sunbonnet doll
عروسک کلاه خورشیدی
sunbonnet quilt
ملحفه کلاه خورشیدی
sunbonnet patterning
الگو سازی کلاه خورشیدی
the little girl wore a sunbonnet to protect her from the sun.
دختر کوچولو یک کلاه آفتابی به تن داشت تا از او در برابر آفتاب محافظت کند.
she picked a bright yellow sunbonnet for her picnic.
او یک کلاه آفتابی زرد روشن برای پیک نیک خود انتخاب کرد.
sunbonnets are popular among farmers during the summer.
کلاههای آفتابی در بین کشاورزان در طول تابستان محبوب هستند.
the sunbonnet kept her cool while she worked in the garden.
کلاه آفتابی او را در حالی که در باغ کار میکرد خنک نگه میداشت.
she embroidered flowers on her sunbonnet for a personal touch.
او برای ایجاد یک حس شخصی، گلها را روی کلاه آفتابی خود گلدوزی کرد.
he admired the vintage sunbonnet displayed at the museum.
او کلاه آفتابی قدیمی را که در موزه به نمایش گذاشته شده بود تحسین کرد.
wearing a sunbonnet is a tradition in some rural communities.
پوشیدن کلاه آفتابی در برخی از جوامع روستایی یک سنت است.
the sunbonnet was designed to provide maximum shade.
کلاه آفتابی به گونهای طراحی شده بود که حداکثر سایه را فراهم کند.
she always wore her sunbonnet when going to the beach.
او همیشه وقتی به ساحل میرفت کلاه آفتابی خود را میپوشید.
the sunbonnet's wide brim protected her face from sunburn.
لبه پهن کلاه آفتابی صورت او را از آفتاب سوختگی محافظت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید