superheated

[ایالات متحده]/ˌsupɚ'hitɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گرم شده به دمایی بالاتر از نقطه جوش آن
v. زمان گذشته و مفعول گذشته superheat
Word Forms
زمان گذشتهsuperheated

عبارات و ترکیب‌ها

superheated steam

بخار داغ

superheated air

هوا داغ شده

جملات نمونه

With an earsplitting burst of superheated steam, the contraption lifts Ross gently into the air and, for a few noisy seconds, he is flying.

با انفجاری گوش‌خراش از بخار بسیار داغ، دستگاه به‌آرامی روس را به هوا بلند می‌کند و برای چند ثانیه پر سر و صدا او در حال پرواز است.

The superheated steam caused the metal to warp.

بخار بسیار داغ باعث خمیدگی فلز شد.

The superheated air inside the greenhouse helped the plants grow faster.

هوا بسیار داغ داخل گلخانه به رشد سریع‌تر گیاهان کمک کرد.

The superheated lava erupted from the volcano.

گدازه بسیار داغ از آتشفشان فوران کرد.

The superheated water in the kettle boiled rapidly.

آب بسیار داغ در کتری به سرعت جوشید.

The superheated oil in the pan splattered everywhere.

روغن بسیار داغ در تابه همه جا پاشید.

The superheated atmosphere in the room made it difficult to breathe.

فضای بسیار داغ در اتاق تنفس را دشوار می‌کرد.

The superheated metal glowed red hot in the furnace.

فلز بسیار داغ در کوره به رنگ قرمز درخشید.

The superheated discussion led to a heated argument among the team members.

بحث بسیار داغ منجر به بحث داغی بین اعضای تیم شد.

The superheated debate on the topic lasted for hours.

بحث بسیار داغ در مورد این موضوع ساعت‌ها طول کشید.

The superheated reaction between the chemicals produced toxic fumes.

واکنش بسیار داغ بین مواد شیمیایی باعث تولید دود سمی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید