broader

[ایالات متحده]/ˈbrɔːdər/
[بریتانیا]/ˈbrōˌdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وسیع‌تر در دامنه، گستره یا مقدار؛ جامع‌تر؛ دارای عرض یا اندازه بزرگ‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

broader context

زمینه گسترده‌تر

broader scope

دامنه گسترده‌تر

broader view

دیدگاه گسترده‌تر

broader impact

تاثیر گسترده‌تر

broader reach

رسیدن گسترده‌تر

broader goals

اهداف گسترده‌تر

broader audience

مخاطب گسترده‌تر

جملات نمونه

the company aims to reach a broader audience with its new marketing strategy.

شرکت قصد دارد با استراتژی بازاریابی جدید خود مخاطبان گسترده‌تری را جذب کند.

we need to have a broader perspective on this issue.

ما نیاز داریم دیدگاه گسترده‌تری نسبت به این موضوع داشته باشیم.

her research covers a broader range of topics than i expected.

تحقیقات او طیف گسترده‌تری از موضوعات را نسبت به آنچه من انتظار داشتم پوشش می‌دهد.

the school offers broader educational opportunities for students.

مدرسه فرصت‌های آموزشی گسترده‌تری را برای دانش‌آموزان ارائه می‌دهد.

he has a broader understanding of the cultural differences.

او درک گسترده‌تری از تفاوت‌های فرهنگی دارد.

to solve the problem, we need to think in broader terms.

برای حل این مشکل، ما باید با دیدی بازتر فکر کنیم.

broader collaboration among countries is essential for global health.

همکاری گسترده‌تر بین کشورها برای سلامت جهانی ضروری است.

she is looking for broader career options after graduation.

او به دنبال فرصت‌های شغلی گسترده‌تری پس از فارغ‌التحصیلی است.

we should aim for broader participation in the community event.

ما باید برای مشارکت گسترده‌تر در رویداد جامعه هدف‌گذاری کنیم.

his experiences give him a broader outlook on life.

تجربیات او باعث می‌شود که دیدگاه گسترده‌تری نسبت به زندگی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید