higher-level thinking
تفکر سطح بالاتر
higher-level skills
مهارتهای سطح بالاتر
higher-level management
مدیریت سطح بالاتر
higher-level analysis
تجزیه و تحلیل سطح بالاتر
higher-level goals
اهداف سطح بالاتر
higher-level course
دوره سطح بالاتر
higher-level review
بررسی سطح بالاتر
higher-level discussion
بحث سطح بالاتر
higher-level support
حمایت سطح بالاتر
higher-level needs
نیازهای سطح بالاتر
the company needs higher-level management to oversee the project.
شرکت به مدیریت سطح بالاتر برای نظارت بر پروژه نیاز دارد.
we need to discuss this with higher-level stakeholders.
ما باید این موضوع را با ذینفعان سطح بالاتر مطرح کنیم.
this requires a higher-level of technical expertise.
این نیاز به تخصص فنی سطح بالاتری دارد.
the team presented their findings to higher-level executives.
تیم یافتههای خود را به مدیران اجرایی سطح بالاتر ارائه داد.
she's pursuing a higher-level degree in astrophysics.
او در حال ادامه تحصیل در مقطع تحصیلی سطح بالاتر در زمینه اخترفیزیک است.
the government implemented a higher-level of security measures.
دولت اقدامات امنیتی سطح بالاتری را اجرا کرد.
we need to engage with higher-level decision-makers.
ما باید با تصمیمگیران سطح بالاتر تعامل داشته باشیم.
this project demands a higher-level of commitment from everyone.
این پروژه نیازمند تعهد سطح بالاتری از همه است.
the analysis revealed a higher-level pattern in the data.
تجزیه و تحلیل الگوی سطح بالاتری را در دادهها نشان داد.
he sought guidance from higher-level mentors in the industry.
او به دنبال راهنمایی از مربیان سطح بالاتر در این صنعت بود.
the software requires a higher-level operating system.
نرم افزار به یک سیستم عامل سطح بالاتر نیاز دارد.
higher-level thinking
تفکر سطح بالاتر
higher-level skills
مهارتهای سطح بالاتر
higher-level management
مدیریت سطح بالاتر
higher-level analysis
تجزیه و تحلیل سطح بالاتر
higher-level goals
اهداف سطح بالاتر
higher-level course
دوره سطح بالاتر
higher-level review
بررسی سطح بالاتر
higher-level discussion
بحث سطح بالاتر
higher-level support
حمایت سطح بالاتر
higher-level needs
نیازهای سطح بالاتر
the company needs higher-level management to oversee the project.
شرکت به مدیریت سطح بالاتر برای نظارت بر پروژه نیاز دارد.
we need to discuss this with higher-level stakeholders.
ما باید این موضوع را با ذینفعان سطح بالاتر مطرح کنیم.
this requires a higher-level of technical expertise.
این نیاز به تخصص فنی سطح بالاتری دارد.
the team presented their findings to higher-level executives.
تیم یافتههای خود را به مدیران اجرایی سطح بالاتر ارائه داد.
she's pursuing a higher-level degree in astrophysics.
او در حال ادامه تحصیل در مقطع تحصیلی سطح بالاتر در زمینه اخترفیزیک است.
the government implemented a higher-level of security measures.
دولت اقدامات امنیتی سطح بالاتری را اجرا کرد.
we need to engage with higher-level decision-makers.
ما باید با تصمیمگیران سطح بالاتر تعامل داشته باشیم.
this project demands a higher-level of commitment from everyone.
این پروژه نیازمند تعهد سطح بالاتری از همه است.
the analysis revealed a higher-level pattern in the data.
تجزیه و تحلیل الگوی سطح بالاتری را در دادهها نشان داد.
he sought guidance from higher-level mentors in the industry.
او به دنبال راهنمایی از مربیان سطح بالاتر در این صنعت بود.
the software requires a higher-level operating system.
نرم افزار به یک سیستم عامل سطح بالاتر نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید