surceases

[ایالات متحده]/ˈsɜːsiːs/
[بریتانیا]/sɜːrˈsiːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توقف
v. متوقف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

surcease of action

خاتمه دادن به اقدام

surcease of pain

خاتمه دادن به درد

surcease from strife

خاتمه دادن به کشمکش

surcease of grief

خاتمه دادن به غم

surcease to exist

خاتمه دادن به وجود

surcease of conflict

خاتمه دادن به درگیری

surcease from worry

خاتمه دادن به نگرانی

surcease of duty

خاتمه دادن به وظیفه

surcease of labor

خاتمه دادن به تلاش

surcease of effort

خاتمه دادن به کوشش

جملات نمونه

there was a surcease of hostilities after the peace treaty.

پس از پیمان صلح، آتش‌بازی متوقف شد.

she hoped for a surcease of her troubles.

او امیدوار بود که مشکلاتش پایان یابد.

with the rain, there was a surcease of outdoor activities.

با باران، فعالیت‌های فضای باز متوقف شد.

they prayed for a surcease of the storm.

آنها برای پایان طوفان دعا کردند.

the doctor assured him that there would be a surcease of pain soon.

پزشک به او اطمینان داد که دردش به زودی پایان خواهد یافت.

after the meeting, there was a surcease of tensions among the team.

پس از جلسه، تنش‌ها در بین اعضای تیم کاهش یافت.

the surcease of the noise allowed her to concentrate better.

کاهش صدا به او اجازه داد بهتر تمرکز کند.

he longed for a surcease from his daily grind.

او دلش می‌خواست از کار روزمره خود رهایی یابد.

after the intervention, there was a surcease of the family's conflicts.

پس از مداخله، درگیری‌های خانواده‌ای پایان یافت.

she found a surcease from her worries in meditation.

او در مدیتیشن، آرامشی از نگرانی‌های خود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید