surcharging

[ایالات متحده]/ˈsɜː.tʃɑː.dʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɜr.tʃɑr.dʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه یا کارمزد اضافی
vt. تحمیل هزینه یا جریمه اضافی

عبارات و ترکیب‌ها

surcharging fees

هزینه های اضافه بار

surcharging customers

اضافه بار مشتریان

surcharging rates

نرخ های اضافه بار

surcharging services

خدمات اضافه بار

surcharging policy

سیاست اضافه بار

surcharging practices

روش های اضافه بار

surcharging methods

روش های اضافه بار

surcharging procedures

روش های اجرایی اضافه بار

surcharging rules

قوانین اضافه بار

surcharging options

گزینه های اضافه بار

جملات نمونه

the company is surcharging for late payments.

شرکت به دلیل پرداخت‌های دیر هنگام هزینه اضافی دریافت می‌کند.

they are surcharging customers during peak hours.

آنها در ساعات اوج مصرف از مشتریان هزینه اضافی دریافت می‌کنند.

many airlines are now surcharging for checked baggage.

بسیاری از خطوط هوایی اکنون برای بار مجاز هزینه اضافی دریافت می‌کنند.

businesses often resort to surcharging to increase revenue.

کسب و کارها اغلب برای افزایش درآمد به هزینه اضافی متوسل می‌شوند.

they announced surcharging for extra services.

آنها اعلام کردند که برای خدمات اضافی هزینه اضافی دریافت می‌کنند.

some restaurants are surcharging for large groups.

برخی از رستوران‌ها برای گروه‌های بزرگ هزینه اضافی دریافت می‌کنند.

consumers are unhappy about surcharging for delivery.

مصرف‌کنندگان در مورد هزینه اضافی برای تحویل ناراضی هستند.

the utility company is surcharging for excessive usage.

شرکت خدمات عمومی برای مصرف بیش از حد هزینه اضافی دریافت می‌کند.

they implemented surcharging to manage demand.

آنها برای مدیریت تقاضا هزینه اضافی را اجرا کردند.

hotels are now surcharging for amenities.

هتل‌ها اکنون برای امکانات هزینه اضافی دریافت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید