her dedication turned a modest plan into a surpassable success.
تعهد او یک طرح متواضع را به یک موفقیت قابل دستیابی تبدیل کرد.
with focus and practice, the record is surpassable.
با تمرکز و تمرین، رکورد قابل دستیابی است.
the flaws are real, but they are surpassable with patience.
نقصها واقعی هستند، اما با صبر و حوصله قابل دستیابی هستند.
our limitations are surpassable when we work as a team.
محدودیتهای ما قابل دستیابی هستند وقتی به عنوان یک تیم کار میکنیم.
after training, the pain became a surpassable obstacle.
پس از آموزش، درد به یک مانع قابل دستیابی تبدیل شد.
for a beginner, the challenges look huge, yet they are surpassable.
برای یک مبتدی، چالشها بزرگ به نظر میرسند، با این حال قابل دستیابی هستند.
she set a surpassable goal and met it ahead of schedule.
او یک هدف قابل دستیابی تعیین کرد و آن را زودتر از موعد به دست آورد.
the deadline is tight, but it is surpassable with a clear plan.
مهلت مقرر تنگ است، اما با یک برنامه واضح قابل دستیابی است.
his fear felt permanent, until he proved it was surpassable.
ترس او دائمی به نظر میرسید، تا زمانی که ثابت کرد قابل دستیابی است.
the competition is strong, but the gap is surpassable.
رقابت شدید است، اما شکاف قابل دستیابی است.
even this setback is surpassable if we keep moving forward.
حتی این پسرفت نیز قابل دستیابی است اگر به حرکت ادامه دهیم.
her doubts were surpassable once she saw steady progress.
شک و تردیدهای او قابل دستیابی بودند زمانی که پیشرفت مداوم را دید.
her dedication turned a modest plan into a surpassable success.
تعهد او یک طرح متواضع را به یک موفقیت قابل دستیابی تبدیل کرد.
with focus and practice, the record is surpassable.
با تمرکز و تمرین، رکورد قابل دستیابی است.
the flaws are real, but they are surpassable with patience.
نقصها واقعی هستند، اما با صبر و حوصله قابل دستیابی هستند.
our limitations are surpassable when we work as a team.
محدودیتهای ما قابل دستیابی هستند وقتی به عنوان یک تیم کار میکنیم.
after training, the pain became a surpassable obstacle.
پس از آموزش، درد به یک مانع قابل دستیابی تبدیل شد.
for a beginner, the challenges look huge, yet they are surpassable.
برای یک مبتدی، چالشها بزرگ به نظر میرسند، با این حال قابل دستیابی هستند.
she set a surpassable goal and met it ahead of schedule.
او یک هدف قابل دستیابی تعیین کرد و آن را زودتر از موعد به دست آورد.
the deadline is tight, but it is surpassable with a clear plan.
مهلت مقرر تنگ است، اما با یک برنامه واضح قابل دستیابی است.
his fear felt permanent, until he proved it was surpassable.
ترس او دائمی به نظر میرسید، تا زمانی که ثابت کرد قابل دستیابی است.
the competition is strong, but the gap is surpassable.
رقابت شدید است، اما شکاف قابل دستیابی است.
even this setback is surpassable if we keep moving forward.
حتی این پسرفت نیز قابل دستیابی است اگر به حرکت ادامه دهیم.
her doubts were surpassable once she saw steady progress.
شک و تردیدهای او قابل دستیابی بودند زمانی که پیشرفت مداوم را دید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید