susurrus

[ایالات متحده]/səˈsʌrəs/
[بریتانیا]/səˈsɜːrəs/

ترجمه

n. صدای نرم و خرخر یا وز وز؛ صدای غیرطبیعی که در ریه‌ها شنیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

gentle susurrus

نجوای ملایم

soft susurrus

نجوای آرام

quiet susurrus

نجوای خاموش

natural susurrus

نجوای طبیعی

whispering susurrus

نجوای زمزمه مانند

mysterious susurrus

نجوای مرموز

constant susurrus

نجوای دائمی

calming susurrus

نجوای آرامش بخش

echoing susurrus

نجوای پژواک‌دار

جملات نمونه

the susurrus of the leaves created a calming atmosphere.

هم‌زمستان درختان، فضایی آرام‌بخش ایجاد کرد.

as i walked through the forest, i heard the gentle susurrus of the wind.

همانطور که از میان جنگل عبور می‌کردم، صدای ملایم وزش باد را شنیدم.

the susurrus of the river was soothing to my ears.

صدای آرامش‌بخش رودخانه برای گوش‌هایم دلپذیر بود.

in the quiet library, the susurrus of pages turning was the only sound.

در کتابخانه آرام، صدای ورق زدن صفحات تنها صدایی بود که شنیده می‌شد.

at night, the susurrus of the ocean waves lulled me to sleep.

در شب، صدای امواج اقیانوس من را به خواب می‌برد.

the susurrus of the crowd filled the concert hall with excitement.

صدای همهمه جمعیت سالن کنسرت را با هیجان پر کرد.

she loved the susurrus of the rain against the window.

او عاشق صدای باران در برابر پنجره بود.

the susurrus of whispers in the classroom caught the teacher's attention.

صدای زمزمه‌ها در کلاس توجه معلم را جلب کرد.

the susurrus of the grass as the breeze blew was enchanting.

صدای خش‌خش علف‌ها هنگام وزش باد مسحورکننده بود.

he found comfort in the susurrus of the night.

او آرامش را در صدای شب یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید