swaggies

[ایالات متحده]/ˈswæɡi/
[بریتانیا]/ˈswæɡi/

ترجمه

n. خودستایی؛ کسی که خود را به نمایش می‌گذارد؛ خودبزرگ‌بینی؛ یک راه رفتن مغرور
vi. خودبزرگ‌بینی کردن؛ مغرورانه راه رفتن؛ خودستایی کردن؛ لاف زدن
vt. ترساندن؛ وحشت‌زده کردن
adj. شیک؛ جذاب

عبارات و ترکیب‌ها

swaggie style

سبک سوگی

swaggie vibes

فضای سوگی

swaggie attitude

حرفه‌ای بودن سوگی

swaggie look

ظاهر سوگی

swaggie life

زندگی سوگی

swaggie moves

حرکات سوگی

swaggie crew

گروه سوگی

swaggie game

بازی سوگی

swaggie queen

ملکه سوگی

swaggie king

پادشاه سوگی

جملات نمونه

he walked into the party with a swaggie attitude.

او با اعتماد به نفس و سبک خاص وارد مهمانی شد.

her swaggie style always turns heads.

سبک خاص او همیشه توجه‌ها را به خود جلب می‌کند.

they love to show off their swaggie outfits.

آنها عاشق نشان دادن لباس‌های خاص خود هستند.

with a swaggie smile, he greeted everyone.

با لبخند خاص، او با همه خوش و بشو کرد.

she danced with a swaggie flair.

او با سبک خاص و جذاب رقصید.

his swaggie confidence made him stand out.

اعتماد به نفس خاص او باعث شد که از دیگران متمایز شود.

they entered the room with a swaggie vibe.

آنها با حال و هوای خاص وارد اتاق شدند.

her swaggie persona lights up the room.

شخصیت خاص او باعث می‌شود که اتاق روشن شود.

he always has a swaggie way of speaking.

او همیشه روش خاصی در صحبت کردن دارد.

they love to take swaggie selfies together.

آنها عاشق گرفتن سلفی‌های خاص با هم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید