swanlike grace
ظرافتمانند قو
swanlike beauty
زیباییمانند قو
swanlike elegance
ظرافت و شیکبینیمانند قو
swanlike movement
حرکتمانند قو
swanlike posture
حالتمانند قو
swanlike features
ویژگیهایمانند قو
swanlike appearance
ظاهرمانند قو
swanlike charm
جذابیتمانند قو
swanlike poise
وقارمانند قو
swanlike stature
قدمانند قو
the dancer moved in a swanlike manner across the stage.
رقصنده به شیوهای شبیه قو با وقار روی صحنه حرکت میکرد.
her swanlike grace captivated everyone at the event.
ظرافت شبیه قویش، همه را در این رویداد مجذوب خود کرد.
the lake was filled with swanlike birds gliding elegantly.
دریاچه پر از پرندگانی بود که به شیوهای شبیه قو با ظرافت شناور بودند.
he spoke with a swanlike beauty that enchanted his audience.
او با زیباییای شبیه قو سخن گفت که مخاطبانش را مسحور کرد.
her swanlike features made her a standout in the modeling industry.
ویژگیهای ظاهریاش که شبیه قو بودند، باعث شدند در صنعت مدلینگ برجسته شود.
the artist captured the swanlike elegance of the figure in her painting.
هنرمند توانست ظرافت شبیه قوِ آن شخص را در نقاشیاش به تصویر بکشد.
they admired the swanlike movements of the figure skater.
آنها حرکات شبیه قوِ اسکیتباز را تحسین کردند.
her swanlike posture during yoga impressed the instructor.
حالت بدنی شبیه قویش در طول یوگا، مربی را تحت تاثیر قرار داد.
the swanlike boats floated peacefully on the water.
قایقهای شبیه قو به آرامی روی آب شناور بودند.
with swanlike elegance, she entered the room.
با ظرافت شبیه قو، وارد اتاق شد.
swanlike grace
ظرافتمانند قو
swanlike beauty
زیباییمانند قو
swanlike elegance
ظرافت و شیکبینیمانند قو
swanlike movement
حرکتمانند قو
swanlike posture
حالتمانند قو
swanlike features
ویژگیهایمانند قو
swanlike appearance
ظاهرمانند قو
swanlike charm
جذابیتمانند قو
swanlike poise
وقارمانند قو
swanlike stature
قدمانند قو
the dancer moved in a swanlike manner across the stage.
رقصنده به شیوهای شبیه قو با وقار روی صحنه حرکت میکرد.
her swanlike grace captivated everyone at the event.
ظرافت شبیه قویش، همه را در این رویداد مجذوب خود کرد.
the lake was filled with swanlike birds gliding elegantly.
دریاچه پر از پرندگانی بود که به شیوهای شبیه قو با ظرافت شناور بودند.
he spoke with a swanlike beauty that enchanted his audience.
او با زیباییای شبیه قو سخن گفت که مخاطبانش را مسحور کرد.
her swanlike features made her a standout in the modeling industry.
ویژگیهای ظاهریاش که شبیه قو بودند، باعث شدند در صنعت مدلینگ برجسته شود.
the artist captured the swanlike elegance of the figure in her painting.
هنرمند توانست ظرافت شبیه قوِ آن شخص را در نقاشیاش به تصویر بکشد.
they admired the swanlike movements of the figure skater.
آنها حرکات شبیه قوِ اسکیتباز را تحسین کردند.
her swanlike posture during yoga impressed the instructor.
حالت بدنی شبیه قویش در طول یوگا، مربی را تحت تاثیر قرار داد.
the swanlike boats floated peacefully on the water.
قایقهای شبیه قو به آرامی روی آب شناور بودند.
with swanlike elegance, she entered the room.
با ظرافت شبیه قو، وارد اتاق شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید