sweatier

[ایالات متحده]/'swetɪ/
[بریتانیا]/'swɛti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عرق‌ریز؛ سخت؛ باعث عرق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sweaty palms

دست‌های خیس

sweaty workout

تمرین خیس

sweaty armpits

زیر بغل‌های خیس

جملات نمونه

a sweaty piece of work

قطعه‌ای خیس و شرم آور

feeling sweaty with embarrassment

احساس تعریق همراه با شرمساری

Her forehead was sweaty from the pain she was in.

پیشانی او به دلیل دردی که داشت، خیس عرق شده بود.

I was boiling hot and sweaty.

من خیلی گرم و عرق کرده بودم.

Ugh! You’re all sweaty and horrible!

اه! شما کاملاً خیس و وحشتناک هستید!

sweaty clothes left to stew in a plastic bag.

لباس‌های خیس و عرق‌کرده که در یک کیسه پلاستیکی رها شده‌اند تا بپزند.

Jenny: Ooh. Who wants to hang out with some goony boys with sweaty palms?

جنی: اوه. چه کسی می‌خواهد با پسرهای احمق با کف دست‌های خیس وقت بگذراند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید