sweaty palms
دستهای خیس
sweaty workout
تمرین خیس
sweaty armpits
زیر بغلهای خیس
a sweaty piece of work
قطعهای خیس و شرم آور
feeling sweaty with embarrassment
احساس تعریق همراه با شرمساری
Her forehead was sweaty from the pain she was in.
پیشانی او به دلیل دردی که داشت، خیس عرق شده بود.
I was boiling hot and sweaty.
من خیلی گرم و عرق کرده بودم.
Ugh! You’re all sweaty and horrible!
اه! شما کاملاً خیس و وحشتناک هستید!
sweaty clothes left to stew in a plastic bag.
لباسهای خیس و عرقکرده که در یک کیسه پلاستیکی رها شدهاند تا بپزند.
Jenny: Ooh. Who wants to hang out with some goony boys with sweaty palms?
جنی: اوه. چه کسی میخواهد با پسرهای احمق با کف دستهای خیس وقت بگذراند؟
sweaty palms
دستهای خیس
sweaty workout
تمرین خیس
sweaty armpits
زیر بغلهای خیس
a sweaty piece of work
قطعهای خیس و شرم آور
feeling sweaty with embarrassment
احساس تعریق همراه با شرمساری
Her forehead was sweaty from the pain she was in.
پیشانی او به دلیل دردی که داشت، خیس عرق شده بود.
I was boiling hot and sweaty.
من خیلی گرم و عرق کرده بودم.
Ugh! You’re all sweaty and horrible!
اه! شما کاملاً خیس و وحشتناک هستید!
sweaty clothes left to stew in a plastic bag.
لباسهای خیس و عرقکرده که در یک کیسه پلاستیکی رها شدهاند تا بپزند.
Jenny: Ooh. Who wants to hang out with some goony boys with sweaty palms?
جنی: اوه. چه کسی میخواهد با پسرهای احمق با کف دستهای خیس وقت بگذراند؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید