sweatiest

[ایالات متحده]/[ˈswetɪst]/
[بریتانیا]/[ˈswetɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر عرق‌کرده؛ احساس یا پوشیده شدن با عرق؛ مشخص شده با تعریق بیش از حد؛ مرطوب؛ به‌طور مجازی، تحت بیشترین فشار یا استرس.

عبارات و ترکیب‌ها

sweatiest shirt

سوتری خیس

getting sweatiest

در حال خیس شدن

sweatiest day

گرم‌ترین روز

sweatiest palms

خوشدست‌ترین کف دست

feeling sweatiest

احساس خیسی

sweatiest workout

تمرین خیس‌کننده

was sweatiest

سوتری بود

sweatiest moment

لحظه خیس

so sweatiest

خیلی خیس

sweatiest socks

جوراب‌های خیس

جملات نمونه

it was the sweatiest summer i've ever experienced.

این شرجی‌ترین تابستانی بود که تا به حال تجربه کردم.

after the marathon, i was the sweatiest person there.

بعد از ماراتن، من شرجی‌ترین فرد آنجا بودم.

the sweatiest part of the hike was climbing the steep hill.

شرجی‌ترین قسمت پیاده‌روی، بالا رفتن از تپه شیب‌دار بود.

wearing a suit in this heat is the sweatiest decision ever.

پوشیدن کت و شلوار در این گرما، شرجی‌ترین تصمیمی است که تا به حال گرفته‌ام.

the sweatiest moment was when the air conditioning broke down.

شرجی‌ترین لحظه زمانی بود که تهویه مطبوع خراب شد.

he's always the sweatiest one on the basketball court.

او همیشه شرجی‌ترین فرد در زمین بسکتبال است.

it was a sweatiest workout, but i felt great afterwards.

یک تمرین شرجی بود، اما بعد احساس خوبی داشتم.

the sweatiest feeling is when you can't find shade.

شرجی‌ترین احساس زمانی است که نمی‌توانید سایه پیدا کنید.

i changed into a fresh shirt after the sweatiest yoga class.

بعد از شرجی‌ترین کلاس یوگا، لباس عوض کردم.

the sweatiest job i ever had was working in a bakery.

شرجی‌ترین شغلی که تا به حال داشتم، کار در یک نانوایی بود.

despite the heat, she remained the sweatiest and most determined.

با وجود گرما، او شرجی‌ترین و مصمم‌ترین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید