swooshed

[ایالات متحده]/swuːʃt/
[بریتانیا]/swuːʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای وز وز کردن ایجاد کرد؛ به معنای اینکه با صدای وز وز به جلو رانده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

swooshed away

دور شد

swooshed in

وارد شد

swooshed out

بیرون رفت

swooshed past

کنار رفت

swooshed down

به پایین رفت

swooshed around

دور زد

swooshed through

از میان رفت

swooshed by

کنار عبور کرد

swooshed over

روی آن عبور کرد

swooshed along

همراه آن رفت

جملات نمونه

the basketball swooshed through the net.

توپ بسکتبال با صدایی از میان سبد عبور کرد.

she swooshed her dress as she twirled.

او در حالی که می‌چرخید، لباسش را به حرکت درآورد.

the wind swooshed past us, carrying leaves.

باد با صدایی از کنار ما گذشت و برگ‌ها را با خود برد.

the car swooshed down the highway.

ماشین با صدایی در بزرگراه به حرکت درآمد.

he swooshed the broom across the floor.

او با صدایی جارو را روی زمین کشید.

the sound swooshed around the room.

صدای آن در اتاق طنین‌انداز شد.

she swooshed her hair back with confidence.

او با اعتماد به نفس موهایش را به عقب فرستاد.

the plane swooshed overhead, leaving a trail.

هواپیما با صدایی از بالای سر عبور کرد و ردی به جا گذاشت.

he swooshed the ball with great force.

او با قدرت زیاد توپ را به حرکت درآورد.

the fabric swooshed as she walked.

پارچه با صدایی در حالی که او راه می‌رفت، به حرکت درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید