woosh sound
صدای ووش
woosh effect
اثر ووش
woosh past
گذشته ووش
woosh away
دور شدن ووش
woosh noise
صدای مزاحم ووش
woosh in
وارد شدن ووش
woosh out
خروج ووش
woosh down
پایین ووش
woosh up
بالا ووش
woosh around
اطراف ووش
when the basketball was shot, it made a loud woosh.
وقتی توپ بسکتبال شوت شد، صدای بلند ووشی ایجاد کرد.
the wind went woosh as it blew through the trees.
وقتی که باد از میان درختان میوزید، صدای ووشی ایجاد میشد.
the rocket launched with a powerful woosh.
راکت با صدای ووشی قدرتمند پرتاب شد.
she swung the bat and heard a satisfying woosh.
او چوب بیسبال را چرخاند و صدای ووشی رضایتبخشی شنید.
the car zoomed past with a woosh.
ماشین با صدای ووشی از کنار رد شد.
as he dove into the pool, he made a big woosh.
وقتی که او به داخل استخر شیرجه زد، صدای ووشی بزرگی ایجاد کرد.
the arrow flew through the air with a woosh.
تیر با صدای ووشی از هوا عبور کرد.
he felt the woosh of air as the door swung open.
او صدای ووشی هوا را احساس کرد وقتی که در باز شد.
the sound of the train passing by was a swift woosh.
صدای عبور قطار از کنار، صدای ووشی سریعی بود.
the paper flew off the table with a woosh.
کاغذ با صدای ووشی از روی میز پرتاب شد.
woosh sound
صدای ووش
woosh effect
اثر ووش
woosh past
گذشته ووش
woosh away
دور شدن ووش
woosh noise
صدای مزاحم ووش
woosh in
وارد شدن ووش
woosh out
خروج ووش
woosh down
پایین ووش
woosh up
بالا ووش
woosh around
اطراف ووش
when the basketball was shot, it made a loud woosh.
وقتی توپ بسکتبال شوت شد، صدای بلند ووشی ایجاد کرد.
the wind went woosh as it blew through the trees.
وقتی که باد از میان درختان میوزید، صدای ووشی ایجاد میشد.
the rocket launched with a powerful woosh.
راکت با صدای ووشی قدرتمند پرتاب شد.
she swung the bat and heard a satisfying woosh.
او چوب بیسبال را چرخاند و صدای ووشی رضایتبخشی شنید.
the car zoomed past with a woosh.
ماشین با صدای ووشی از کنار رد شد.
as he dove into the pool, he made a big woosh.
وقتی که او به داخل استخر شیرجه زد، صدای ووشی بزرگی ایجاد کرد.
the arrow flew through the air with a woosh.
تیر با صدای ووشی از هوا عبور کرد.
he felt the woosh of air as the door swung open.
او صدای ووشی هوا را احساس کرد وقتی که در باز شد.
the sound of the train passing by was a swift woosh.
صدای عبور قطار از کنار، صدای ووشی سریعی بود.
the paper flew off the table with a woosh.
کاغذ با صدای ووشی از روی میز پرتاب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید