swot

[ایالات متحده]/swɒt/
[بریتانیا]/swɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموز کوشا؛ کارگر سخت‌کوش
vi. سخت مطالعه یا کار کردن
vt. سخت مطالعه یا کار کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریswotting
جمعswots
شکل سوم شخص مفردswots
قسمت سوم فعلswotted
زمان گذشتهswotted

عبارات و ترکیب‌ها

SWOT analysis

تجزیه و تحلیل SWOT

جملات نمونه

swot at a subject (=swot a subject up)

مطالعه کردن در یک موضوع (=مطالعه کردن یک موضوع)

at school I wasn't a swot, but I wasn't a layabout either.

در مدرسه من درس‌خوان نبودم، اما تنبل هم نبودم.

I have to swot up on phrasal verbs for a test tomorrow.

من باید برای یک امتحان فردا روی عبارات فعالی تمرین کنم.

نمونه‌های واقعی

Hermione's always been depicted as the geek, the swot.

همیشه هرمیون به عنوان فرد باهوش و درس‌خوان نشان داده شده است.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

A swot, oh really, okay. Yeah, a swot is someone who studies hard.

یک باهوش، اوه واقعاً، باشه. بله، یک باهوش کسی است که سخت درس می کند.

منبع: American English dialogue

Exactly. A swot, there you go, a new word for me.

دقیقاً. یک باهوش، اینجاست، یک کلمه جدید برای من.

منبع: American English dialogue

And swots. And then in the system there's two more. So there's also participants.

و باهوش ها. و سپس در سیستم دو مورد دیگر وجود دارد. بنابراین، شرکت کنندگان نیز وجود دارند.

منبع: American English dialogue

You're going to have players who love the subject and pupils who love being a good student. And swots.

شما بازیکنانی خواهید داشت که عاشق موضوع هستند و دانش آموزانی که عاشق خوب بودن هستند. و باهوش ها.

منبع: American English dialogue

This man was a swot and he studied hard at syllogism.

این مرد باهوش بود و سخت در مورد گزاره ها مطالعه کرد.

منبع: Pan Pan

But there is a range of other public-school types, including dutiful swots like Rishi Sunak, Britain's chancellor of the exchequer.

اما طیف دیگری از انواع مدارس دولتی وجود دارد، از جمله باهوش های وظیفه شناس مانند ریشی سوناک، وزیر خزانه‌دار بریتانیای کبیر.

منبع: The Economist - Arts

The swot had brought some swimsuit with him.

باهوش یک شناور با خود آورده بود.

منبع: Pan Pan

So the swot had to put him to the sword.

بنابراین باهوش مجبور شد او را به تیغه شمشیر برساند.

منبع: Pan Pan

The swot suggested they put up the sword, but the swineherd disagreed with him.

باهوش پیشنهاد کرد که شمشیر را بالا ببرند، اما خوک‌بان با او مخالف بود.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید