synchronised

[ایالات متحده]/'siŋkrənaiz/
[بریتانیا]/ˈsɪŋkrəˌnaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. زمان (ساعت‌ها) را تنظیم کردن تا یکی باشند؛ کالیبره کردن
vt. & vi. (چیزی) را در همان زمان رخ دادن؛ (چیزی) را با همان سرعت رخ دادن
n. همزمان‌ساز

جملات نمونه

We need to synchronise our schedules for the meeting.

ما باید برنامه های زمانی خود را برای جلسه هماهنگ کنیم.

The dancers worked hard to synchronise their movements.

رقص‌ورزان سخت تلاش کردند تا حرکات خود را هماهنگ کنند.

Let's synchronise our watches before the mission.

قبل از ماموریت، ساعت‌های خود را با هم هماهنگ کنیم.

The software is designed to synchronise data across multiple devices.

این نرم‌افزار برای هماهنگ کردن داده‌ها در دستگاه‌های متعدد طراحی شده است.

It's important to synchronise your breathing with your movements in yoga.

هماهنگ کردن تنفس خود با حرکات خود در یوگا مهم است.

The team needs to synchronise their efforts to achieve the project goals.

تیم باید تلاش‌های خود را برای دستیابی به اهداف پروژه هماهنگ کند.

The conductor's role is to synchronise the musicians during the performance.

وظیفه رهبر هماهنگ کردن نوازندگان در طول اجرا است.

The two clocks are perfectly synchronised.

دو ساعت کاملاً هماهنگ هستند.

The dancers managed to synchronise their steps seamlessly.

رقص‌ورزان توانستند مراحل خود را به طور یکپارچه هماهنگ کنند.

The goal is to synchronise the efforts of all departments for a successful product launch.

هدف هماهنگ کردن تلاش‌های همه بخش‌ها برای راه‌اندازی موفقیت‌آمیز محصول است.

نمونه‌های واقعی

Clocks around the country were synchronised and standardised, and railway time ruled.

ساعت‌های سراسر کشور همگام و استانداردسازی شدند و زمان ریلی حاکم بود.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Blind people who have some light perception are able to synchronise their circadian rhythms to the light-dark cycle.

افراد نابینا که دارای درک نوری هستند، قادرند ریتم‌های شبانه‌روزی خود را با چرخه روشنایی و تاریکی هماهنگ کنند.

منبع: 6 Minute English

Right, can we synchronise watches, please?

بله، آیا می‌توانیم ساعت‌ها را هماهنگ کنیم؟

منبع: The 9th Secret Season 5

So during the performance they had us do synchronised dances and sing some of the songs.

بنابراین در طول اجرا، آنها از ما خواستند رقص‌های هماهنگ انجام دهیم و برخی از آهنگ‌ها را بخوانیم.

منبع: Financial Times Podcast

There is an indoor arena for Gymnastics, a stadium for track and field and a swimming pool for races and synchronised swimming, and also diving.

یک سالن سرپوشیده برای ژیمناستیک، یک استادیوم برای دو و میدانی و یک استخر برای مسابقات و شنای هماهنگ و همچنین شیرجه وجود دارد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 7

Because of this “macro mania”, funds make “little or no distinction between Poland and Peru, India and Indonesia”, which he suggests further synchronises these markets.

به دلیل این «وسواس کلان»، صندوق‌ها «تمایز کمی یا اصلا بین لهستان و پرو، هند و اندونزی نمی‌گذارند» که به گفته او این امر باعث هماهنگی بیشتر این بازارها می‌شود.

منبع: The Economist - Arts

I think the trade unions have got to maximise their leverage, and it would be daft if they didn't co-ordinate and synchronise their action.

به نظر من، اتحادیه‌های تجاری باید اهرم‌های خود را به حداکثر برسانند و اگر هماهنگ و اقدامات خود را هماهنگ نکنند، احمقانه خواهد بود.

منبع: Financial Times Podcast

When set free in a container of seawater, the muscles could be jolted into action with a small electric charge to produce synchronised contractions, allowing Medusoid to swim.

هنگامی که در یک ظرف آب دریا رها می‌شوند، عضلات می‌توانند با یک بار الکتریکی کوچک به حرکت درآیند تا انقباضات هماهنگ ایجاد شود و به Medusoid اجازه شنا کند.

منبع: The Economist - Technology

Generally, I prefer Kindle version because then you can highlight, you can synchronise, you can take notes on the computer, which is way quicker than taking notes by hand.

به طور کلی، من نسخه Kindle را ترجیح می‌دهم زیرا می‌توانید برجسته کنید، می‌توانید هماهنگ کنید، می‌توانید یادداشت‌هایی را روی رایانه بنویسید که بسیار سریع‌تر از نوشتن یادداشت با دست است.

منبع: Cambridge top student book sharing

As well as being physically demanding, it requires people to synchronise their limbs and to react to outside stimuli, such as what the rest of the band is up to.

علاوه بر اینکه از نظر جسمی طاقت‌فرسا است، به مردم نیاز دارد تا اعضای بدن خود را هماهنگ کنند و به محرک‌های بیرونی، مانند آنچه که بقیه گروه انجام می‌دهند، واکنش نشان دهند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید