synchronizer

[ایالات متحده]/ˈsɪŋkrənaɪzə/
[بریتانیا]/ˈsɪŋkrənaɪzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که رویدادها یا فرآیندها را همزمان می‌کند؛ دستگاهی که در سیستم‌های الکتریکی برای حفظ همزمانی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

data synchronizer

همگام‌ساز داده

time synchronizer

همگام‌ساز زمان

event synchronizer

همگام‌ساز رویداد

audio synchronizer

همگام‌ساز صدا

video synchronizer

همگام‌ساز ویدئو

clock synchronizer

همگام‌ساز ساعت

file synchronizer

همگام‌ساز فایل

system synchronizer

همگام‌ساز سیستم

network synchronizer

همگام‌ساز شبکه

process synchronizer

همگام‌ساز فرآیند

جملات نمونه

the synchronizer ensures all devices are in sync.

همگام‌ساز تضمین می‌کند که همه دستگاه‌ها همگام باشند.

we need a synchronizer to coordinate our schedules.

ما به یک همگام‌ساز برای هماهنگی برنامه‌هایمان نیاز داریم.

the audio synchronizer improved the sound quality.

همگام‌ساز صوتی کیفیت صدا را بهبود بخشید.

a good synchronizer can save us a lot of time.

یک همگام‌ساز خوب می‌تواند در زمان ما صرفه‌جویی کند.

she acts as a synchronizer between the two teams.

او به عنوان یک همگام‌ساز بین دو تیم عمل می‌کند.

the software includes a built-in synchronizer for files.

نرم‌افزار شامل یک همگام‌ساز داخلی برای فایل‌ها است.

using a synchronizer helps avoid data loss.

استفاده از یک همگام‌ساز به جلوگیری از از دست دادن داده‌ها کمک می‌کند.

the synchronizer failed, causing a delay.

همگام‌ساز خراب شد و باعث تأخیر شد.

he is developing a new type of synchronizer.

او در حال توسعه یک نوع جدید از همگام‌ساز است.

the synchronizer will be updated in the next release.

همگام‌ساز در انتشار بعدی به‌روزرسانی خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید