synergists

[ایالات متحده]/ˈsɪnədʒɪst/
[بریتانیا]/ˈsɪnərdʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که اثر ماده‌ی دیگری را تقویت می‌کند؛ یک همکار یا عامل همکاری‌کننده؛ یک عضو یا جزء هم‌افزا

عبارات و ترکیب‌ها

synergist effect

اثر هم‌افزا

synergist role

نقش هم‌افزا

synergist relationship

ارتباط هم‌افزا

synergist approach

رویکرد هم‌افزا

synergist team

تیم هم‌افزا

synergist partnership

همکاری هم‌افزا

synergist strategy

استراتژی هم‌افزا

synergist interaction

تعامل هم‌افزا

synergist influence

تاثیر هم‌افزا

synergist dynamics

پویایی هم‌افزا

جملات نمونه

a synergist can enhance the effects of a primary drug.

یک هم‌افزا می‌تواند اثرات یک داروی اصلی را افزایش دهد.

the team worked as synergists to achieve their common goal.

تیم به عنوان هم‌افزاها برای دستیابی به هدف مشترک خود کار کرد.

in nature, different species often act as synergists.

در طبیعت، گونه‌های مختلف اغلب به عنوان هم‌افزا عمل می‌کنند.

collaboration between departments can create a synergist effect.

همکاری بین دپارتمان‌ها می‌تواند یک اثر هم‌افزا ایجاد کند.

using a synergist can improve the efficiency of the process.

استفاده از یک هم‌افزا می‌تواند کارایی فرآیند را بهبود بخشد.

the synergist role is crucial in team dynamics.

نقش هم‌افزا در پویایی گروه بسیار مهم است.

identifying potential synergists can lead to better outcomes.

شناسایی هم‌افزاهای بالقوه می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

synergists in the project contributed to its success.

هم‌افزاهای پروژه به موفقیت آن کمک کردند.

in chemistry, a synergist can enhance reaction rates.

در شیمی، یک هم‌افزا می‌تواند سرعت واکنش‌ها را افزایش دهد.

the synergist approach fosters innovation in the workplace.

رویکرد هم‌افزا نوآوری را در محیط کار تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید