synodical

[ایالات متحده]/sɪˈnɒdɪkəl/
[بریتانیا]/sɪˈnɑːdɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک سنود یا شورا؛ در توافق یا هماهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

synodical assembly

مجمع عمومی

synodical authority

نهاد سیودی

synodical meeting

جلسه سیودی

synodical council

شورای سیودی

synodical governance

حاکمیت سیودی

synodical jurisdiction

قضاوت سیودی

synodical review

بررسی سیودی

synodical resolution

تصمیم سیودی

synodical process

فرآیند سیودی

synodical document

سند سیودی

جملات نمونه

the synodical assembly will convene next month.

مجمع عمومی ماه آینده تشکیل خواهد شد.

many issues were discussed during the synodical meeting.

بسیاری از مسائل در طول نشست مجمع عمومی مورد بحث قرار گرفتند.

she was appointed as a delegate for the synodical council.

او به عنوان نماینده برای شورای مجمع عمومی منصوب شد.

the church's synodical decisions impact local congregations.

تصمیمات مجمع عمومی کلیسا بر جوامع محلی تأثیر می گذارد.

he delivered a speech at the synodical gathering.

او در گردهمایی مجمع عمومی سخنرانی کرد.

the synodical resolution was passed unanimously.

تصمیم مجمع عمومی به طور یکپارچه تصویب شد.

participants expressed their views at the synodical forum.

شرکت کنندگان نظرات خود را در انجمن مجمع عمومی بیان کردند.

she studied the synodical history of the denomination.

او تاریخچه مجمع عمومی فرقه را مطالعه کرد.

the synodical leadership emphasized unity among members.

رهبری مجمع عمومی بر وحدت بین اعضا تاکید کرد.

there are various synodical practices across different regions.

روش های مختلف مجمع عمومی در مناطق مختلف وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید