tabulates

[ایالات متحده]/ˈtæbjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈtæb.jə.leɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داده‌ها را به صورت جدولی ترتیب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

tabulates data

جدول داده‌ها

tabulates results

جدول نتایج

tabulates information

جدول اطلاعات

tabulates findings

جدول یافته‌ها

tabulates statistics

جدول آمار

tabulates responses

جدول پاسخ‌ها

tabulates scores

جدول نمرات

tabulates entries

جدول ورودی‌ها

tabulates trends

جدول روندها

tabulates votes

جدول آرا

جملات نمونه

the researcher tabulates the data from the survey.

محقق داده‌ها را از نظرسنجی جمع‌آوری می‌کند.

she tabulates the results to present at the meeting.

او نتایج را برای ارائه در جلسه جمع‌آوری می‌کند.

the accountant tabulates the expenses for the month.

محاسبه‌گر هزینه‌های ماه را محاسبه می‌کند.

the software tabulates the user statistics automatically.

نرم‌افزار به طور خودکار آمار کاربران را محاسبه می‌کند.

the teacher tabulates the students' grades for the report card.

معلم نمرات دانش‌آموزان را برای کارت گزارش محاسبه می‌کند.

the analyst tabulates market trends for better insights.

تحلیلگر روند بازار را برای به دست آوردن بینش بهتر محاسبه می‌کند.

the committee tabulates feedback from the community.

کمیته بازخوردها را از جامعه جمع‌آوری می‌کند.

he tabulates the findings from various studies.

او یافته‌ها را از مطالعات مختلف جمع‌آوری می‌کند.

the database tabulates all entries for easy access.

پایگاه داده تمام ورودی‌ها را برای دسترسی آسان محاسبه می‌کند.

the organization tabulates donations for transparency.

سازمان کمک‌های مالی را برای شفافیت محاسبه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید