take-off

[ایالات متحده]/ˈteɪkˌɒf/
[بریتانیا]/ˈteɪkˌɔːf/

ترجمه

n. اقدام یک هواپیما برای ترک زمین و آغاز پرواز.
Word Forms
جمعtake-offs

عبارات و ترکیب‌ها

take-off point

نقطه برخاست

take-off roll

غلتش برخاست

take-off delay

تاخیر برخاست

successful take-off

برخاست موفقیت آمیز

take-off runway

بانده فرودگاه برخاست

take-off time

زمان برخاست

جملات نمونه

the plane began its take-off run down the runway.

هواپیما شروع به دویدن در باند کرد.

we watched the thrilling take-off of the rocket.

ما شاهد بلند شدن هیجان انگیز موشک بودیم.

the pilot announced a successful take-off.

خلبان از بلند شدن موفقیت آمیز هواپیما خبر داد.

the take-off was delayed due to heavy fog.

بلند شدن هواپیما به دلیل مه غلیظ به تعویق افتاد.

after a short take-off roll, we were airborne.

پس از یک رول کوتاه هنگام بلند شدن، ما در هوا بودیم.

the take-off procedure was carefully checked.

روش بلند شدن هواپیما به دقت بررسی شد.

we could feel the power during the take-off.

ما می توانستیم قدرت را در هنگام بلند شدن احساس کنیم.

the take-off point was clearly marked on the map.

نقطه بلند شدن به وضوح روی نقشه مشخص شده بود.

the sudden take-off startled the passengers.

بلند شدن ناگهانی هواپیما باعث ترس مسافران شد.

the aircraft performed a normal take-off.

هواپیما یک بلند شدن معمولی انجام داد.

we waited anxiously for the take-off.

ما با نگرانی منتظر بلند شدن هواپیما بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید