tangencies

[ایالات متحده]/ˈtæn.dʒən.si/
[بریتانیا]/ˈtæn.dʒən.si/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (وضعیت) تماس در یک نقطه؛ رابطه بین دو منحنی که تماس دارند اما عبور نمی‌کنند؛ تماس؛ کیفیت تنگسیت

عبارات و ترکیب‌ها

point of tangency

نقطه تماس

line of tangency

خط مماس

tangency condition

شرط مماس بودن

tangency point

نقطه مماس

tangency relation

رابطه مماس بودن

tangency theorem

قضیه مماس بودن

tangency curve

منحنی مماس

tangency analysis

تجزیه و تحلیل مماس بودن

tangency property

خاصیت مماس بودن

tangency sphere

کره مماس

جملات نمونه

there is a tangency between art and science.

بین هنر و علم همپوشی وجود دارد.

the tangency of their ideas led to a fruitful collaboration.

همپوشی ایده های آنها منجر به همکاری ثمربخش شد.

understanding the tangency of different cultures is essential.

درک همپوشی فرهنگ های مختلف ضروری است.

the tangency point of the two circles is crucial in geometry.

نقطه همپوشی دو دایره در هندسه بسیار مهم است.

in physics, tangency can describe the interaction of forces.

در فیزیک، همپوشی می تواند تعامل نیروها را توصیف کند.

there was a tangency of opinions during the debate.

در طول بحث، همپوشی نظرات وجود داشت.

the tangency of their paths was a turning point in their lives.

همپوشی مسیرهای آنها یک نقطه عطف در زندگی آنها بود.

the tangency of technology and education is increasingly important.

همپوشی فناوری و آموزش به طور فزاینده ای مهم است.

exploring the tangency of different disciplines can lead to innovation.

بررسی همپوشی رشته های مختلف می تواند منجر به نوآوری شود.

the tangency of interests between the two companies sparked a merger.

همپوشی منافع بین دو شرکت باعث ادغام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید