adhered

[ایالات متحده]/[əˈhɪəd]/
[بریتانیا]/[əˈhɪərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای چسبیدن؛ برای پایبند ماندن؛ برای وفادار ماندن؛ برای حمایت کردن؛ برای پیروی از مجموعه ای از قوانین یا باورها؛ برای متصل شدن به یک سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

adhered to

چسبیده به

adhered firmly

به طور محکم چسبیده

adhered closely

به طور نزدیک چسبیده

adhered guidelines

رعایت دستورالعمل‌ها

adhered policy

رعایت سیاست

adhered label

چسباندن برچسب

adhered surface

چسبیده به سطح

adhered strongly

به شدت چسبیده

adhered instructions

رعایت دستورالعمل‌ها

جملات نمونه

the label adhered firmly to the bottle.

برچسب به طور محکم به بطری چسبیده بود.

he adhered to the company's strict policies.

او به سیاست‌های سختگیرانه شرکت پایبند بود.

the wallpaper adhered well to the prepared wall.

کاغذ دیواری به خوبی به دیوار آماده شده چسبید.

the team adhered to the original plan despite challenges.

تیم با وجود چالش‌ها به طرح اصلی پایبند ماند.

the poster adhered to the wall with strong glue.

پوستر با چسب قوی به دیوار چسبید.

she adhered to a strict diet and exercise routine.

او به یک رژیم غذایی و برنامه ورزشی سخت پایبند بود.

the fabric adhered to the surface after ironing.

پارچه پس از اتو کردن به سطح چسبید.

the child adhered a sticker to his notebook.

کودک یک برچسب را به دفترچه یادداشت خود چسباند.

the paint adhered poorly to the rusty metal.

رنگ به فلز زنگ زده به خوبی نمی‌چسبید.

we adhered to the schedule and finished on time.

ما به برنامه پایبند بودیم و به موقع آن را به پایان رساندیم.

the decorative trim adhered around the window frame.

نوار تزئینی دور قاب پنجره چسبید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید