| جمع | tassles |
the elegant dress featured intricate tassel fringe along the neckline.
پوشاک زیبای او دارای یک حاشیه پردهای پیچیده در گردن بود.
she adjusted the gold tassel tie on her evening bag.
او حلقهای از پردههای طلایی روی کیف شب خود را تنظیم کرد.
the graduation cap had a prestigious tassel attached to the button.
کلاه فارغالتحصیلی دارای یک پردهای با ارزشی که به دکمهاش متصل بود.
traditional curtains often have decorative tassel ropes hanging at the edges.
پردههای سنتی اغلب دارای ریسمانهای پردهای زیبایی هستند که از لبهها آویزان هستند.
the lamp shade was adorned with silk tassels that swayed gently.
پرده لامپ با پردههای از جنس پشمی که آرام میلرزید، زیبایی داشت.
he received a medal with a colorful tassel ribbon hanging from it.
او یک مدال دریافت کرد که یک کمربند پردهای رنگارنگ از آن آویزان بود.
the decorative pillow had elegant tassel trim along the seams.
پشتیک زیبای دارای یک حاشیه پردهای زیبا در اطراف دوزهایش بود.
vintage furniture often features ornate tassel fringe as decorative accents.
مبلمانهای قدیمی اغلب دارای حاشیههای پردهای زیبا به عنوان تزئینات زیبایی هستند.
she bought a new purse with a long tassel charm hanging from the zipper.
او یک گیتی جدید خریداری کرد که یک جواهر پردهای طولانی از روی چکمهاش آویزان بود.
the ceremonial sword had an ornate tassel ornament attached to the hilt.
تیغه سرگرمی دارای یک تزئین پردهای زیبا که به دستهاش متصل بود.
the curtains featured heavy tassel tie-backs that held them elegantly to the sides.
پردهها دارای حلقههای پردهای سنگینی بودند که آنها را به زیبایی به سمتهای جانبی نگه میداشتند.
traditional academic regalia includes a distinctive tassel that indicates the field of study.
پوشاک سنتی آکادمیک شامل یک پردهای متمایز است که حوزه مطالعه را نشان میدهد.
the elegant dress featured intricate tassel fringe along the neckline.
پوشاک زیبای او دارای یک حاشیه پردهای پیچیده در گردن بود.
she adjusted the gold tassel tie on her evening bag.
او حلقهای از پردههای طلایی روی کیف شب خود را تنظیم کرد.
the graduation cap had a prestigious tassel attached to the button.
کلاه فارغالتحصیلی دارای یک پردهای با ارزشی که به دکمهاش متصل بود.
traditional curtains often have decorative tassel ropes hanging at the edges.
پردههای سنتی اغلب دارای ریسمانهای پردهای زیبایی هستند که از لبهها آویزان هستند.
the lamp shade was adorned with silk tassels that swayed gently.
پرده لامپ با پردههای از جنس پشمی که آرام میلرزید، زیبایی داشت.
he received a medal with a colorful tassel ribbon hanging from it.
او یک مدال دریافت کرد که یک کمربند پردهای رنگارنگ از آن آویزان بود.
the decorative pillow had elegant tassel trim along the seams.
پشتیک زیبای دارای یک حاشیه پردهای زیبا در اطراف دوزهایش بود.
vintage furniture often features ornate tassel fringe as decorative accents.
مبلمانهای قدیمی اغلب دارای حاشیههای پردهای زیبا به عنوان تزئینات زیبایی هستند.
she bought a new purse with a long tassel charm hanging from the zipper.
او یک گیتی جدید خریداری کرد که یک جواهر پردهای طولانی از روی چکمهاش آویزان بود.
the ceremonial sword had an ornate tassel ornament attached to the hilt.
تیغه سرگرمی دارای یک تزئین پردهای زیبا که به دستهاش متصل بود.
the curtains featured heavy tassel tie-backs that held them elegantly to the sides.
پردهها دارای حلقههای پردهای سنگینی بودند که آنها را به زیبایی به سمتهای جانبی نگه میداشتند.
traditional academic regalia includes a distinctive tassel that indicates the field of study.
پوشاک سنتی آکادمیک شامل یک پردهای متمایز است که حوزه مطالعه را نشان میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید