bobble

[ایالات متحده]/'bɒb(ə)l/
[بریتانیا]/'bɑbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لرزش خفیف، اشتباه
v. از دست دادن یا بد مدیریت کردن
Word Forms
جمعbobbles
زمان گذشتهbobbled
قسمت سوم فعلbobbled
صفت یا فعل حال استمراریbobbling
شکل سوم شخص مفردbobbles

عبارات و ترکیب‌ها

bobble hat

کلاه پوم‌پوم

bobblehead

مجسمه پوم‌پوم

bobble stitch

دوخت پوم‌پوم

جملات نمونه

a woollen hat with a bobble on top.

یک کلاه پشمی با یک گنبدی در بالا

some of those goals have bobbled in off the post.

برخی از آن گل ها به طور غیرمنتظره ای از تیرک به داخل رفته اند.

Andy bobbled the ball, so his throw home was too late.

اندی توپ را رها کرد، بنابراین پرتاب خانگی او خیلی دیر بود.

Her hat had a cute bobble on top.

کلاه او یک گنبدی زیبا در بالا داشت.

The baby's toy has a bobble that makes noise.

اسباب بازی بچه ها یک گنبدی دارد که صدا تولید می کند.

I accidentally knocked over the bobble on the shelf.

من به طور تصادفی گنبدی را از روی قفسه انداختم.

The bobble on the sweater adds a fun touch.

گنبدی روی ژاکت یک حس سرگرم کننده اضافه می کند.

She likes to wear beanies with a big bobble.

او دوست دارد کلاه بافتنی با یک گنبدی بزرگ بپوشد.

The cat played with the bobble on the string.

گربه با گنبدی روی نخ بازی کرد.

The bobble on the keychain is her favorite part.

گنبدی روی قاب کلید قسمت مورد علاقه اوست.

The bobblehead doll on his desk always makes him smile.

عروسک گنبدی روی میز او همیشه او را خوشحال می کند.

She sewed a colorful bobble onto her backpack.

او یک گنبدی رنگارنگ روی کوله پشتی خود دوخت.

The bobble on the dog's collar jingles when he walks.

گنبدی روی گردنبند سگ وقتی راه می رود زنگ می زند.

نمونه‌های واقعی

And bobble the ball, so it won't get past you.

و توپ را طوری بغلطانید که از کنار شما عبور نکند.

منبع: Volume 2

So, if you wrap a bobble head in bubble wrap, does that make it a bubble head?

بنابراین، اگر یک مجسمه سر را در پلاستیک حباب‌دار بپیچید، آیا آن را سر حباب‌دار می‌کند؟

منبع: CNN Select February 2016 Collection

No, in fact, he was so well-behaved, Howie bought him a Buzz Aldrin bobble head and astronaut ice cream.

نه، در واقع، او آنقدر خوب رفتار می‌کرد که هاوی یک مجسمه سر باز آلدرین و بستنی فضانورد برای او خرید.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

After all, we're just bobbling with creative days.

در نهایت، ما فقط در حال بازی با روزهای خلاقیت هستیم.

منبع: CNN 10 Student English February 2017 Collection

The bobble head look at that.

مجسمه سر نگاه کن!

منبع: GQ — 10 Essentials for Celebrities

The next shot that came I bobbled, but thankfully it didn't land in the goal.

بعدی شوت که آمد، من آن را بغلطاندم، اما خوشبختانه وارد دروازه نشد.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2018 Collection

And one and all bobbled their heads in " way cool" agreement.

و همه سرشان را با توافق " خیلی باحال" تکان دادند.

منبع: Storyline Online English Stories

All around it is a series of very odd tubercles and nobbles and bobbles.

در همه جا، مجموعه‌ای از برجستگی‌ها، برآمدگی‌ها و مجسمه‌های سر وجود دارد.

منبع: Paleontology Popular Science

My big old head will bobble on the right side of your screen while you follow the words.

سر بزرگ و پیرم در سمت راست صفحه نمایش شما تکان خواهد خورد در حالی که شما کلمات را دنبال می‌کنید.

منبع: CNN 10 Student English February 2017 Collection

Ten years ago, there had been lots of pictures of what looked like a large pink beach ball wearing different-colored bobble hats.

ده سال پیش، تصاویر زیادی از چیزی وجود داشت که شبیه یک توپ ساحلی بزرگ صورتی با کلاه‌های مجسمه سر رنگارنگ به نظر می‌رسید.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید