in tatters
در تَرَک
fall to tatters
به تَرَک افتادن
torn tatters
تَرَکدار و پارهپاره
rags in tatters
پارچههای پاره در تَرَک
tatters remained
تَرَکها باقی ماندند
shredded tatters
تَرَکهای خرد شده
beyond tatters
فراتر از تَرَک
covered in tatters
پوشیده شده با تَرَک
tatters fluttered
تَرَکها به رقص درآمدند
showed tatters
تَرَکها را نشان داد
the old flag was in tatters after years of exposure to the elements.
پرچم قدیمی پس از سالها قرار گرفتن در معرض عناصر، پاره پاره شده بود.
he held the tattered remains of his childhood teddy bear.
او بقایای پاره پاره خرس عروسکی دوران کودکی خود را در دست داشت.
the curtains were hanging in tatters, letting light stream through.
پردهها پاره پاره آویزان بودند و اجازه میدادند نور از میانشان عبور کند.
her dress was in tatters after the long and difficult journey.
لباس او پس از سفر طولانی و دشوار، پاره پاره شده بود.
the book's cover was a mass of tatters and faded ink.
جلد کتاب به مجموعهای از پارهپارهها و جوهر کمرنگ تبدیل شده بود.
the rope was reduced to tatters after being repeatedly frayed.
طناب پس از فرسایش مکرر به پارهپاره تبدیل شد.
he found a tattered photograph in the attic.
او یک عکس پاره پاره را در زیرشیرآزهای پیدا کرد.
the once-beautiful tapestry was now in tatters.
گوبلن زیبا که زمانی وجود داشت، اکنون پاره پاره شده بود.
the gloves were in tatters from working with their hands.
دستکشها به دلیل کار با دستها پاره پاره شده بودند.
the edges of the map were frayed and in tatters.
لبههای نقشه فرسوده و پاره پاره بودند.
the old coat was falling to pieces and in tatters.
بارانی قدیمی از هم میپاشید و پاره پاره بود.
in tatters
در تَرَک
fall to tatters
به تَرَک افتادن
torn tatters
تَرَکدار و پارهپاره
rags in tatters
پارچههای پاره در تَرَک
tatters remained
تَرَکها باقی ماندند
shredded tatters
تَرَکهای خرد شده
beyond tatters
فراتر از تَرَک
covered in tatters
پوشیده شده با تَرَک
tatters fluttered
تَرَکها به رقص درآمدند
showed tatters
تَرَکها را نشان داد
the old flag was in tatters after years of exposure to the elements.
پرچم قدیمی پس از سالها قرار گرفتن در معرض عناصر، پاره پاره شده بود.
he held the tattered remains of his childhood teddy bear.
او بقایای پاره پاره خرس عروسکی دوران کودکی خود را در دست داشت.
the curtains were hanging in tatters, letting light stream through.
پردهها پاره پاره آویزان بودند و اجازه میدادند نور از میانشان عبور کند.
her dress was in tatters after the long and difficult journey.
لباس او پس از سفر طولانی و دشوار، پاره پاره شده بود.
the book's cover was a mass of tatters and faded ink.
جلد کتاب به مجموعهای از پارهپارهها و جوهر کمرنگ تبدیل شده بود.
the rope was reduced to tatters after being repeatedly frayed.
طناب پس از فرسایش مکرر به پارهپاره تبدیل شد.
he found a tattered photograph in the attic.
او یک عکس پاره پاره را در زیرشیرآزهای پیدا کرد.
the once-beautiful tapestry was now in tatters.
گوبلن زیبا که زمانی وجود داشت، اکنون پاره پاره شده بود.
the gloves were in tatters from working with their hands.
دستکشها به دلیل کار با دستها پاره پاره شده بودند.
the edges of the map were frayed and in tatters.
لبههای نقشه فرسوده و پاره پاره بودند.
the old coat was falling to pieces and in tatters.
بارانی قدیمی از هم میپاشید و پاره پاره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید