tattled

[ایالات متحده]/ˈtætl̩d/
[بریتانیا]/ˈtætl̩d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از tattle; برای فاش کردن اسرار از طریق مکالمه غیررسمی; به طور غیررسمی صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tattled on

گفته‌گو کرد

tattled to

گفته‌گو با

tattled about

در مورد ... گفته‌گو کرد

tattled first

ابتدا گفته‌گو کرد

tattled again

دوباره گفته‌گو کرد

tattled quietly

به آرامی گفته‌گو کرد

tattled secretly

به طور مخفیانه گفته‌گو کرد

tattled loudly

با صدای بلند گفته‌گو کرد

tattled eventually

در نهایت گفته‌گو کرد

tattled frequently

به طور مکرر گفته‌گو کرد

جملات نمونه

she tattled on her brother for breaking the vase.

او به خواهرش گفت که گلدان را شکسته است.

the teacher was disappointed when a student tattled about the cheating.

معلم ناامید شد وقتی یک دانش آموز در مورد تقلب خبر کرد.

he always tattled to his parents about his friends' mischief.

او همیشه به والدینش در مورد شیطنت های دوستانش خبر می داد.

during the meeting, someone tattled on the team's mistakes.

در طول جلسه، کسی در مورد اشتباهات تیم خبر کرد.

after the argument, she tattled to her best friend about what happened.

بعد از بحث، او به بهترین دوستش در مورد اتفاقی که افتاد خبر داد.

he was upset when his sister tattled about his secret.

او ناراحت شد وقتی خواهرش در مورد راز او خبر کرد.

the kids often tattled on each other to gain favor with the teacher.

کودکان اغلب به یکدیگر خبر می دادند تا مورد توجه معلم قرار گیرند.

he would rather not get involved than be the one who tattled.

او ترجیح می داد وارد نشود تا کسی باشد که خبر کرد.

the gossip spread quickly after someone tattled about it.

بعد از اینکه کسی در مورد آن خبر کرد، شایعات به سرعت پخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید