tauntings

[ایالات متحده]/ˈtɔːntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɔntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تمسخر یا تحقیر کسی؛ تحریک یا به چالش کشیدن کسی با اظهارات؛ توهین یا تحقیر کسی؛ اذیت کردن یا مسخره کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

taunting remarks

اظهارات تحقیرآمیز

taunting laughter

خنده تحقیرآمیز

taunting words

کلمات تحقیرآمیز

taunting gesture

حرکت تحقیرآمیز

taunting tone

لحن تحقیرآمیز

taunting challenge

چالش تحقیرآمیز

taunting voice

صدای تحقیرآمیز

taunting smile

لبخند تحقیرآمیز

taunting behavior

رفتار تحقیرآمیز

taunting comments

نظرات تحقیرآمیز

جملات نمونه

he couldn't ignore her taunting remarks.

او نمی‌توانست نظرات تحقیرآمیز او را نادیده بگیرد.

the taunting laughter of the crowd echoed in the stadium.

خنده تحقیرآمیز جمعیت در استادیوم طنین انداز شد.

she felt hurt by his taunting tone.

او از لحن تحقیرآمیز او ناراحت شد.

his taunting behavior was uncalled for.

رفتار تحقیرآمیز او غیرضروری بود.

they were taunting each other during the game.

آنها در طول بازی به یکدیگر تحقیر می‌کردند.

the taunting comments made her feel insecure.

نظرات تحقیرآمیز باعث شد او احساس ناامنی کند.

he tried to brush off their taunting, but it bothered him.

او سعی کرد تحقیر آنها را نادیده بگیرد، اما آزارش می‌داد.

her taunting smile made him even more frustrated.

لبخند تحقیرآمیز او او را بیشتر ناراحت کرد.

taunting can lead to bullying if not addressed.

اگر رسیدگی نشود، تحقیر می‌تواند منجر به زورگویی شود.

he couldn't help but respond to her taunting challenges.

او نتوانست به چالش‌های تحقیرآمیز او پاسخ ندهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید