taxingly high
بسیار زیاد
taxingly low
بسیار کم
taxingly burdensome
بسیار سنگین
taxingly complex
بسیار پیچیده
taxingly unfair
بسیار ناعادلانه
taxingly detrimental
بسیار مضر
taxingly excessive
بسیار زیاد
taxingly rigorous
بسیار سختگیرانه
taxingly confusing
بسیار گیج کننده
taxingly invasive
بسیار تهاجمی
the project progressed taxingly, requiring constant adjustments.
پروژه به طور طاقتفرسا پیشرفت کرد و نیاز به تعدیلات مداوم داشت.
she found the taxingly lengthy report difficult to finish.
او گزارش طولانی و طاقتفرسا را برای اتمام دشوار یافت.
his taxingly detailed explanations left the audience confused.
توضیحات دقیق و طاقتفرسا او باعث سردرگمی مخاطبان شد.
the training sessions were taxingly rigorous but ultimately rewarding.
جلسات آموزشی بسیار سخت و طاقتفرسا بودند اما در نهایت پاداشدهنده بودند.
she worked taxingly long hours to meet the deadline.
او برای رسیدن به مهلت مقرر ساعتهای طولانی و طاقتفرسا کار کرد.
the taxingly complex regulations frustrated many small business owners.
قوانین پیچیده و طاقتفرسا بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک را ناامید کرد.
his taxingly slow progress in learning the language tested her patience.
پیشرفت آهسته و طاقتفرسا او در یادگیری زبان، صبر او را به چالش کشید.
they found the taxingly repetitive tasks draining.
آنها وظایف تکراری و طاقتفرسا را خستهکننده یافتند.
the taxingly detailed project plan took weeks to finalize.
طرح پروژه بسیار دقیق و طاقتفرسا هفتهها طول کشید تا نهایی شود.
he was taxingly meticulous about every aspect of the design.
او در مورد هر جنبه از طراحی بسیار دقیق و طاقتفرسا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید