teacupfuls

[ایالات متحده]/ˈtiːkʌp.fʊlz/
[بریتانیا]/ˈtiːˌkʌp.fʊlz/

ترجمه

n. مقداری که یک فنجان چای را پر می‌کند؛ مقداری که یک فنجان چای را پر می‌کند؛ مقداری که یک فنجان چای را پر می‌کند؛ مقداری که یک فنجان چای را پر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

two teacupfuls

دو پیمانه

three teacupfuls

سه پیمانه

teacupfuls of sugar

پیمانه های شکر

teacupfuls of water

پیمانه های آب

teacupfuls of flour

پیمانه های آرد

teacupfuls of milk

پیمانه های شیر

teacupfuls needed

پیمانه های مورد نیاز

teacupfuls for recipe

پیمانه های دستور العمل

teacupfuls of herbs

پیمانه های گیاهان دارویی

teacupfuls of broth

پیمانه های آبگوشت

جملات نمونه

she added three teacupfuls of sugar to her tea.

او سه پیمانه شکر به چای خود اضافه کرد.

he measured out two teacupfuls of flour for the recipe.

او دو پیمانه آرد برای دستور غذا اندازه گرفت.

the recipe calls for four teacupfuls of broth.

دستور غذا به چهار پیمانه آبگوشت نیاز دارد.

she drank two teacupfuls of herbal tea before bed.

او قبل از خواب دو پیمانه چای گیاهی نوشید.

we need six teacupfuls of water to cook the rice.

برای پخت برنج به شش پیمانه آب نیاز داریم.

he poured teacupfuls of lemonade for everyone at the party.

او برای همه مهمانان در مهمانی، لیوان‌هایی لیموناد ریخت.

each serving contains two teacupfuls of dessert.

هر وعده شامل دو پیمانه دسر است.

she prefers her coffee with three teacupfuls of cream.

او ترجیح می دهد قهوه خود را با سه پیمانه خامه بنوشد.

he filled his bowl with teacupfuls of cereal.

او کاسه خود را با پیمانه های غلات پر کرد.

for the smoothie, blend three teacupfuls of fruit.

برای اسموتی، سه پیمانه میوه را مخلوط کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید