teetering

[ایالات متحده]/ˈtiːtə(r)ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtiːtərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایستادن یا حرکت کردن به طور ناپایدار؛ بازی کردن بر روی تاب; در آستانه فاجعه یا خطر بودن؛ نزدیک به سقوط بودن

عبارات و ترکیب‌ها

teetering on edge

در آستانه سقوط

teetering between choices

در میان انتخاب‌ها مردد بودن

teetering towards danger

در حال نزدیک شدن به خطر

teetering at brink

در آستانه بحران

teetering close by

نزدیک به لبه

teetering on brink

در آستانه بحران

teetering in balance

در حال تعادل

teetering on fence

در حال مردد بودن

teetering over line

عبور از خط

teetering in uncertainty

در حال مردد بودن در ابهام

جملات نمونه

the child was teetering on the edge of the sidewalk.

کودک در لبه پیاده‌رو تعادل خود را از دست می‌داد.

she was teetering between two choices, unsure of what to do.

او بین دو انتخاب در حال تعادل نبود و نمی‌دانست چه کار کند.

the tower seemed to be teetering in the strong wind.

برج در باد شدید به نظر می‌رسید که در حال تعادل نیست.

he was teetering on the brink of a decision.

او در آستانه تصمیم‌گیری تعادل خود را از دست می‌داد.

the tightrope walker was teetering as he crossed the line.

راه رونده طناب تعادل خود را از دست می‌داد هنگام عبور از خط.

the economy is teetering on the edge of recession.

اقتصاد در آستانه رکود تعادل خود را از دست می‌داد.

after the argument, their friendship was teetering.

پس از بحث، دوستی آنها در خطر بود.

the stack of books was teetering dangerously.

توده کتاب‌ها به طور خطرناکی در حال تعادل نبودند.

she felt like she was teetering on the edge of sanity.

او احساس می‌کرد که در آستانه دیوانگی تعادل خود را از دست می‌دهد.

the negotiations were teetering on the verge of collapse.

مذاکرات در آستانه فروپاشی تعادل خود را از دست می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید