teetering on edge
در آستانه سقوط
teetering between choices
در میان انتخابها مردد بودن
teetering towards danger
در حال نزدیک شدن به خطر
teetering at brink
در آستانه بحران
teetering close by
نزدیک به لبه
teetering on brink
در آستانه بحران
teetering in balance
در حال تعادل
teetering on fence
در حال مردد بودن
teetering over line
عبور از خط
teetering in uncertainty
در حال مردد بودن در ابهام
the child was teetering on the edge of the sidewalk.
کودک در لبه پیادهرو تعادل خود را از دست میداد.
she was teetering between two choices, unsure of what to do.
او بین دو انتخاب در حال تعادل نبود و نمیدانست چه کار کند.
the tower seemed to be teetering in the strong wind.
برج در باد شدید به نظر میرسید که در حال تعادل نیست.
he was teetering on the brink of a decision.
او در آستانه تصمیمگیری تعادل خود را از دست میداد.
the tightrope walker was teetering as he crossed the line.
راه رونده طناب تعادل خود را از دست میداد هنگام عبور از خط.
the economy is teetering on the edge of recession.
اقتصاد در آستانه رکود تعادل خود را از دست میداد.
after the argument, their friendship was teetering.
پس از بحث، دوستی آنها در خطر بود.
the stack of books was teetering dangerously.
توده کتابها به طور خطرناکی در حال تعادل نبودند.
she felt like she was teetering on the edge of sanity.
او احساس میکرد که در آستانه دیوانگی تعادل خود را از دست میدهد.
the negotiations were teetering on the verge of collapse.
مذاکرات در آستانه فروپاشی تعادل خود را از دست میدادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید