ten-meter

[ایالات متحده]/[ten ˈmiːtə]/
[بریتانیا]/[ten ˈmiːtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا اندازه‌گیری ده متر.
n. مربوط به یا اندازه‌گیری ده متر؛ فاصله‌ای به مقدار ده متر.

عبارات و ترکیب‌ها

ten-meter dive

شصت متری زیر آب

ten-meter platform

پلتفرم ده متری

a ten-meter drop

سقوط ده متری

ten-meter swim

شنا ده متری

ten-meter mark

علامت ده متری

ten-meter zone

منطقه ده متری

ten-meter pole

پل ده متری

ten-meter line

خط ده متری

ten-meter length

طول ده متری

ten-meter distance

فاصله ده متری

جملات نمونه

the swimmer completed the ten-meter freestyle race with ease.

نُمایندهٔ شُمِّر با آسانی راکهٔ آزاد ده متری را کامل کرد.

we measured the depth of the well to be approximately ten-meter.

ما عمق چاه را تقریباً ده متر اندازه گرفتیم.

the cliff dropped a sheer ten-meter to the beach below.

کوهنمونه به طور ناگهانی ده متر به سوی پایین به ساحل فروپاشید.

the drone could hover at a ten-meter altitude.

درونو در ارتفاع ده متری می‌توانست معلق بماند.

he climbed a ten-meter ladder to reach the roof.

او یک پلهٔ ده متری را بالا رفت تا به سقف برسد.

the building had a ten-meter high ceiling.

این ساختمان سقفی به ارتفاع ده متر داشت.

the diver plunged from a ten-meter platform.

نُمایندهٔ شُمِّر از پلتفورمی به ارتفاع ده متر پرتاب شد.

the tree grew to a height of ten-meter.

درخت به ارتفاع ده متر رشد کرد.

the cable was stretched across a ten-meter gap.

کابل از روی فاصله‌ای به طول ده متر کشیده شد.

the artist created a mural spanning ten-meter in length.

هنرمند یک نقاشی ده متری ایجاد کرد.

the pipe was buried ten-meter underground.

لوله ده متر زیر زمین دفن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید