tenuity

[ایالات متحده]/tɪˈnjuː.ɪ.ti/
[بریتانیا]/tɪˈnuː.ɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیت لاغر یا باریک بودن؛ لاغری یا کمبود

عبارات و ترکیب‌ها

tenuity of thought

ظرافت اندیشه

tenuity of argument

ظرافت استدلال

tenuity of line

ظرافت خط

tenuity of sound

ظرافت صدا

tenuity of form

ظرافت فرم

tenuity of fabric

ظرافت پارچه

tenuity of texture

ظرافت بافت

tenuity of detail

ظرافت جزئیات

tenuity in design

ظرافت در طراحی

tenuity of concept

ظرافت مفهوم

جملات نمونه

his tenuity in the argument made it hard to take him seriously.

ظرافت استدلال او باعث شد گرفتن او را جدی نگیرند.

the tenuity of the fabric made it ideal for summer wear.

ظرافت پارچه آن را برای پوشیدن در تابستان ایده آل کرد.

she admired the tenuity of the spider's web glistening in the morning dew.

او به ظرافت تار عنکبوت که در شبنم صبح می‌درخشید، علاقه داشت.

the tenuity of the plan raised several concerns among the team members.

ظرافت طرح نگرانی‌های متعددی را در بین اعضای تیم ایجاد کرد.

his tenuity of thought was evident in his writing.

ظرافت تفکر او در نوشته‌هایش آشکار بود.

despite its tenuity, the thread held the fabric together.

با وجود ظرافتش، نخ پارچه را کنار هم نگه داشت.

the tenuity of the ice made it unsafe to walk on.

ظرافت یخ باعث شد راه رفتن روی آن ناامن باشد.

her argument lacked depth and was marked by a certain tenuity.

استدلال او فاقد عمق بود و با نوعی ظرافت مشخص شده بود.

the tenuity of the situation required careful handling.

ظرافت وضعیت نیاز به رسیدگی دقیق داشت.

he pointed out the tenuity of their relationship after the argument.

او پس از بحث، به ظرافت رابطه آنها اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید