terminer

[ایالات متحده]/ˈtɜːmɪneɪ/
[بریتانیا]/ˈtɜr.mɪ.nɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکم یا تصمیم در قانون؛ تعیین یا رأی

عبارات و ترکیب‌ها

terminer une tâche

به اتمام رساندن یک کار

terminer le projet

به اتمام رساندن پروژه

terminer le travail

به اتمام رساندن کار

terminer la réunion

به اتمام رساندن جلسه

terminer un chapitre

به اتمام رساندن یک فصل

terminer le film

به اتمام رساندن فیلم

terminer le cours

به اتمام رساندن دوره

terminer un projet

به اتمام رساندن یک پروژه

terminer un contrat

به اتمام رساندن قرارداد

terminer la discussion

به اتمام رساندن بحث

جملات نمونه

we need to terminer the project by next week.

ما نیاز داریم پروژه را تا هفته آینده به پایان برسانیم.

he decided to terminer the contract early.

او تصمیم گرفت قرارداد را زودتر به پایان برساند.

can you help me terminer this task?

آیا می توانید به من در پایان دادن به این کار کمک کنید؟

they plan to terminer the meeting soon.

آنها قصد دارند به زودی جلسه را به پایان برسانند.

she wants to terminer her subscription.

او می خواهد اشتراک خود را به پایان برساند.

it's time to terminer our discussion.

وقت آن رسیده که بحث ما را به پایان برسانیم.

we should terminer the negotiations tonight.

ما باید امشب مذاکرات را به پایان برسانیم.

he was forced to terminer his employment.

او مجبور شد شغل خود را به پایان برساند.

they decided to terminer the experiment.

آنها تصمیم گرفتند آزمایش را به پایان برسانند.

she hopes to terminer her studies next year.

او امیدوار است سال آینده تحصیلات خود را به پایان برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید