territoriality

[ایالات متحده]/'terɪ,tɔːrɪ'ælətɪ/
[بریتانیا]/ˌtɛrɪˌtɔriˈælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت مالکیت، اشغال یا حکومت بر یک سرزمین؛ رفتار یک حیوان در تأکید و دفاع از قلمرو خود

جملات نمونه

territoriality in human behavior

رفتار قلمرویی در رفتار انسان

territoriality in social insects

رفتار قلمرویی در حشرات اجتماعی

territoriality and resource defense

قلمرویی و دفاع از منابع

territoriality and mating behavior

قلمرویی و رفتار جفت‌گیری

territoriality and dominance hierarchy

قلمرویی و سلسله مراتب تسلط

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید