terrorizations

[ایالات متحده]/ˌtɛrəraɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌtɛrəraɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. استفاده از ترس به عنوان وسیله‌ای برای کنترل

عبارات و ترکیب‌ها

terrorizations increase

افزایش ترورها

terrorizations impact

تاثیر ترورها

terrorizations occur

وقوع ترورها

terrorizations escalate

تشدید ترورها

terrorizations reported

گزارش ترورها

terrorizations addressed

رسیدگی به ترورها

terrorizations analyzed

تجزیه و تحلیل ترورها

terrorizations minimized

کاهش ترورها

terrorizations defined

تعریف ترورها

terrorizations challenged

به چالش کشیدن ترورها

جملات نمونه

his constant terrorizations created a climate of fear in the office.

ترس‌افروزی‌های مداوم او فضایی از ترس را در دفتر ایجاد کرد.

the terrorizations from the group led to increased security measures.

ترس‌افروزی‌ها از سوی گروه منجر به افزایش اقدامات امنیتی شد.

she reported the terrorizations to the authorities for help.

او برای کمک، ترس‌افروزی‌ها را به مقامات گزارش کرد.

his terrorizations were meant to intimidate his rivals.

ترس‌افروزی‌های او برای ایجاد ترس در رقبایش طراحی شده بود.

victims of terrorizations often feel helpless and alone.

قربانیان ترس‌افروزی اغلب احساس ناتوانی و تنهایی می‌کنند.

the community came together to stand against the terrorizations.

جامعه برای مقابله با ترس‌افروزی‌ها متحد شد.

his terrorizations were a tactic to control the situation.

ترس‌افروزی‌های او یک تاکتیک برای کنترل وضعیت بود.

many people suffer from the long-term effects of terrorizations.

بسیاری از مردم از اثرات طولانی مدت ترس‌افروزی‌ها رنج می‌برند.

terrorizations can lead to severe psychological trauma.

ترس‌افروزی‌ها می‌تواند منجر به آسیب‌های روانی شدید شود.

it's essential to address terrorizations in the workplace.

آدرس‌دهی به ترس‌افروزی‌ها در محیط کار ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید