tessera

[ایالات متحده]/ˈtɛsərə/
[بریتانیا]/ˈtɛsərə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاشی کوچک استفاده شده در کار موزاییک؛ قطعه‌ای کوچک از مرمر (یا شیشه)؛ نشانه، تاس یا بلیط استفاده شده در روم باستان برای شمارش، اثبات یا شناسایی
Word Forms
جمعtesseras

عبارات و ترکیب‌ها

tessera mosaic

موزاییک تسرا

tessera tile

کاشی تسرا

tessera pattern

الگوی تسرا

tessera art

هنر تسرا

tessera design

طراحی تسرا

tessera piece

قطعه تسرا

tessera arrangement

چیدمان تسرا

tessera collection

مجموعه تسرا

tessera installation

نصب تسرا

tessera technique

تکنیک تسرا

جملات نمونه

the artist used a tessera to create a beautiful mosaic.

هنرمند از تسرا برای ایجاد یک موزاییک زیبا استفاده کرد.

each tessera was carefully placed to form a larger picture.

هر تسرا با دقت قرار داده شد تا یک تصویر بزرگتر را شکل دهد.

the ancient romans often used tesserae in their floor designs.

رومیان باستان اغلب از تسرا در طرح های کف خود استفاده می کردند.

she collected different tesserae for her art project.

او تسراهای مختلفی برای پروژه هنری خود جمع آوری کرد.

the museum displayed a stunning tessera mosaic from the byzantine era.

موزه یک موزاییک تسرا خیره کننده از دوره بیزانسی را به نمایش گذاشت.

he learned how to cut tesserae for better fitting.

او یاد گرفت که چگونه تسراها را برای تناسب بهتر برش دهد.

the colors of the tesserae blended beautifully together.

رنگ های تسراها به زیبایی با هم ترکیب شدند.

creating a tessera mosaic requires patience and skill.

ایجاد یک موزاییک تسرا نیاز به صبر و مهارت دارد.

she admired the intricate details of the tessera artwork.

او به جزئیات پیچیده آثار هنری تسراها علاقه مند بود.

the workshop taught participants how to design with tesserae.

کارگاه به شرکت کنندگان آموزش داد که چگونه با تسراها طراحی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید