thd

[ایالات متحده]/tiːeɪtʃdiː/
[بریتانیا]/tiːeɪtʃdiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درجه دکترا در مذهب‌شناسی؛ موجود افسانه‌ای با دو سر؛ اندازه‌ای از ناهم‌گونی هارمونیک در یک سیگنال؛ یک راس گوشتی مارپیچی روی یک چکمه یا پیچ.
شکل‌های واژه
جمعthds

جملات نمونه

the thd in the experiment produced unexpected results.

تهد در آزمایش نتایج غیرمنتظره ای ایجاد کرد.

research shows thd affects brain function significantly.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تهد به طور قابل توجهی عملکرد مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

doctors are studying a new thd treatment method.

پزشکان روش درمانی جدیدی برای تهد مطالعه می‌کنند.

the thd rate has decreased over the past year.

نرخ تهد در طول سال گذشته کاهش یافته است.

scientists discovered the cause of the rare thd condition.

دانشمندان علت بیماری نادر تهد را کشف کردند.

the thd analysis revealed important patterns in the data.

تحلیل تهد الگوهای مهمی در داده‌ها را آشکار کرد.

patients with thd require specialized medical care.

بیماران مبتلا به تهد نیاز به مراقبت پزشکی ویژه دارند.

the study focuses on thd prevention strategies.

این مطالعه روی استراتژی‌های پیشگیری از تهد متمرکز است.

early detection of thd improves treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام تهد نتایج درمان را بهبود می‌بخشد.

the research team made a breakthrough in thd understanding.

تیم پژوهشی در درک تهد پیشرفت چشمگیری داشت.

thd symptoms can vary from person to person.

симptomهای تهد می‌توانند از شخصی به شخص دیگر متفاوت باشند.

the hospital established a dedicated thd research center.

بیمارستان مرکز پژوهشی اختصاصی برای تهد را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید