thenar

[ایالات متحده]/ˈθiːnɑː/
[بریتانیا]/ˈθiːnɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کف دست یا کف پا
adj. مربوط به کف دست یا کف پا
Word Forms
جمعthenars

عبارات و ترکیب‌ها

thenar muscle

عضله ثمری

thenar eminence

برآمدگی ثمری

thenar region

منطقه ثمری

thenar space

فضای ثمری

thenar grip

گرفتن با عضله ثمری

thenar nerve

عصب ثمری

thenar function

عملکرد عضله ثمری

thenar support

حمایت از عضله ثمری

thenar flexion

خم شدن عضله ثمری

thenar abduction

دور کردن عضله ثمری

جملات نمونه

the thenar muscles are important for thumb movement.

عضلات تنار برای حرکت شست دست بسیار مهم هستند.

he injured his thenar while playing sports.

او در حین ورزش کردن عضله تنار خود را آسیب زد.

exercises for the thenar can improve grip strength.

تمرینات برای عضله تنار می‌توانند قدرت دست را بهبود بخشند.

the thenar region is critical for fine motor skills.

منطقه تنار برای مهارت‌های حرکتی ظریف بسیار مهم است.

she felt pain in her thenar after typing for hours.

او بعد از ساعت‌ها تایپ کردن، درد در عضله تنار خود احساس کرد.

understanding the anatomy of the thenar can help in rehabilitation.

درک آناتومی عضله تنار می‌تواند در توانبخشی کمک کند.

physical therapy often includes exercises for the thenar area.

فیزیوتراپی اغلب شامل تمریناتی برای ناحیه تنار می‌شود.

the thenar eminence is a key area for hand function.

برجستگی تنار یک ناحیه کلیدی برای عملکرد دست است.

she has a strong thenar, which helps her in sports.

او عضله تنار قوی‌ای دارد که به او در ورزش کمک می‌کند.

injury to the thenar can affect daily activities.

آسیب به عضله تنار می‌تواند فعالیت‌های روزمره را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید