thievishness

[ایالات متحده]/θiːvɪʃnəs/
[بریتانیا]/θiːvɪʃnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا تمایل به سرقت؛ طبیعت کسیکه می‌زند؛ کیفیت بودن مخفی؛ چریخیگی.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

his notorious thievishness made him an outcast in the village.

خوبی‌های نامطلوب او او را به یک نفر بی‌گناه در روستا تبدیل کرد.

the merchant was known for his thievishness and deceitful practices.

تجارت‌کننده به خاطر سرقت‌هایش و رفتارهای کلاه‌بری شناخته می‌شد.

she was accused of thievishness after money went missing from the office.

پس از اینکه پول از دفتر بی‌خیال شد، او به سرقت متهم شد.

the widespread thievishness in the ancient city alarmed the authorities.

سرقت‌های گسترده در شهر باستانی مقامات را نگران کرد.

despite his charm, his thievishness eventually led to his downfall.

هرچند او جذاب بود، سرقت‌هایش در نهایت منجر به سقوط او شد.

the detective uncovered a pattern of thievishness among the staff.

مقام امنیت الگوی سرقت‌هایی را در میان کارکنان کشف کرد.

his thievishness and greed knew no bounds.

سرقت‌هایش و گریزه‌اش بدون مرز بود.

the children's thievishness was forgiven due to their youth.

سرقت‌های کودکان به دلیل جوانی‌شان مغفرت شد.

the historian documented the thievishness of the medieval guilds.

تاریخ‌نگار سرقت‌های انجمن‌های میانه‌ای را ثبت کرد.

people grew tired of his constant thievishness and lies.

مردم از سرقت‌های مکرر و دروغ‌های او خسته شدند.

the guard's thievishness allowed thieves to enter the palace.

سرقت‌های نگهبان اجازه داد که راه‌زن‌ها به قصر وارد شوند.

her thievishness extended beyond money to include secrets.

سرقت‌های او فراتر از پول به شامل سررازی‌ها نیز می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید