three-month

[ایالات متحده]/ˈθriː mʌnθ/
[بریتانیا]/ˈθriː mʌnθ/

ترجمه

adj. طولانی مدت برای یک دوره سه ماهه

عبارات و ترکیب‌ها

three-month trial

دوره آزمایشی سه ماهه

three-month period

دوره سه ماهه

three-month contract

قرارداد سه ماهه

three-month internship

کارآموزی سه ماهه

three-month vacation

تعطیلات سه ماهه

three-month plan

برنامه سه ماهه

three-month course

دوره سه ماهه

جملات نمونه

i completed a three-month internship at a tech company.

من یک دوره کارآموزی سه ماهه در یک شرکت فناوری به پایان رساندم.

she took a three-month sabbatical to travel around europe.

او برای سفر در اطراف اروپا یک مرخصی سه ماهه گرفت.

we're expecting a three-month delay in the shipment.

ما انتظار داریم یک تاخیر سه ماهه در ارسال کالا وجود داشته باشد.

they stayed in hawaii for a three-month vacation.

آنها برای یک تعطیلات سه ماهه در هاوایی اقامت کردند.

the new employee will undergo a three-month training period.

کارمند جدید یک دوره آموزشی سه ماهه را پشت سر خواهد گذاشت.

the contract is for a three-month period.

قرارداد برای یک دوره سه ماهه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید