threshed

[ایالات متحده]/θrɛʃt/
[بریتانیا]/θrɛʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی مشارکتی از درو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

threshed grain

گندم درو شده

threshed wheat

گندم درو شده

threshed rice

برنج درو شده

threshed crops

محصولات درو شده

threshed straw

کود حیوانی

threshed barley

جو درو شده

threshed oats

جو دوسر درو شده

threshed legumes

حبوبات درو شده

threshed seeds

بذر درو شده

threshed harvest

در برداشت

جملات نمونه

the farmer threshed the wheat by hand.

کشیش گندم را به صورت دستی درو کرد.

after the harvest, they threshed the barley quickly.

بعد از برداشت محصول، آنها جو را به سرعت درو کردند.

she threshed the rice using a traditional method.

او برنج را با استفاده از یک روش سنتی درو کرد.

they threshed the corn in the early morning.

آنها ذرت را در ساعات اولیه صبح درو کردند.

the threshed grain was stored in large sacks.

غلات درو شده در کیسه‌های بزرگ ذخیره شدند.

he threshed the oats carefully to avoid damage.

او جو دوسر را با دقت درو کرد تا از آسیب جلوگیری کند.

they used a machine to thresh the soybeans efficiently.

آنها از یک دستگاه برای درو کردن کارآمد سویا استفاده کردند.

after they threshed the crops, they celebrated with a feast.

بعد از اینکه محصول را درو کردند، با یک جشن آن را جشن گرفتند.

the threshed straw was used for animal bedding.

کود درو شده برای بستر حیوانات استفاده شد.

she learned how to thresh wheat from her grandfather.

او یاد گرفت که چگونه گندم را از پدربزرگش درو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید