thripid

[ایالات متحده]/ˈθrɪpɪd/
[بریتانیا]/ˈθrɪpɪd/

ترجمه

n. نوعی آفت که بر غلات و درختان میوه تأثیر می‌گذارد
Word Forms
جمعthripids

عبارات و ترکیب‌ها

thripid support

حمایت از تریپید

thripid design

طراحی تریپید

thripid stability

پایداری تریپید

thripid usage

نحوه استفاده از تریپید

thripid features

ویژگی‌های تریپید

thripid angle

زاویه تریپید

thripid height

ارتفاع تریپید

thripid setup

راه‌اندازی تریپید

thripid adjustment

تنظیمات تریپید

thripid accessories

لوازم جانبی تریپید

جملات نمونه

he felt a thripid sense of achievement after finishing the project.

او احساس موفقیت درخشان و وصف ناپذیری پس از اتمام پروژه داشت.

the thripid atmosphere at the festival was contagious.

فضای درخشان و وصف ناپذیری در جشنواره مسری بود.

she had a thripid desire to explore new cultures.

او میل وصف ناپذیری برای کشف فرهنگ های جدید داشت.

his thripid enthusiasm for learning inspired others.

اشتیاق درخشان و وصف ناپذیری او برای یادگیری دیگران را الهام بخشید.

the thripid debate lasted for hours, engaging everyone.

بحث درخشان و وصف ناپذیری ساعت ها طول کشید و همه را درگیر کرد.

they shared a thripid bond that could not be broken.

آنها پیوندی درخشان و وصف ناپذیری داشتند که نمی توان آن را شکست.

the thripid competition pushed the athletes to their limits.

رقابت درخشان و وصف ناپذیری ورزشکاران را به حد و حدهای خود رساند.

her thripid passion for art was evident in her work.

اشتیاق درخشان و وصف ناپذیری او برای هنر در آثارش آشکار بود.

the thripid response from the audience was overwhelming.

واکنش درخشان و وصف ناپذیری از سوی مخاطبان بسیار زیاد بود.

he had a thripid interest in technology and innovation.

او علاقه وصف ناپذیری به فناوری و نوآوری داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید