throes

[ایالات متحده]/θrəʊz/
[بریتانیا]/θroʊz/

ترجمه

n. درد شدید، به خصوص در زمان زایمان؛ تلاش‌ها یا کوشش‌های شدید
Word Forms
جمعthroess

عبارات و ترکیب‌ها

in throes

در تپش

throes of pain

در میان درد

throes of labor

در میان زحمت

death throes

تپش های مرگ

throes of change

در میان تغییرات

gripped by throes

در چنگال تپش

agonizing throes

تپش های دردناک

final throes

تپش های نهایی

throes and fears

تپش و ترس

violent throes

تپش های شدید

جملات نمونه

the company went through the throes of a major restructuring.

شرکت فرایند تحول ساختاری بزرگی را پشت سر گذاشت.

she was caught in the throes of grief after the loss.

او پس از دست دادن در میانه‌ی اندوه گرفتار شد.

the nation struggled through the throes of political instability.

کشور در میانه‌ی بی‌ثباتی سیاسی دست و پنجه نرم کرد.

he watched his business go through the throes of bankruptcy.

او دید که کسب و کارش فرایند ورشکستگی را پشت سر گذاشت.

the project was in the throes of a deadline crisis.

پروژه در میانه‌ی بحران ضرب‌الاجل قرار داشت.

the patient was suffering in the throes of labor.

بیمار در میانه‌ی درد زایمان رنج می‌برد.

the team battled through the throes of a difficult season.

تیم در میانه‌ی یک فصل دشوار مبارزه کرد.

the artist poured their soul into the throes of creation.

هنرمند روح خود را در میانه‌ی خلق آثار هنری صرف کرد.

the city was in the throes of a heatwave.

شهر در میانه‌ی یک موج گرما قرار داشت.

the young athlete pushed through the throes of intense training.

ورزشکار جوان در میانه‌ی تمرینات شدید پیشرفت کرد.

the country experienced the throes of economic recession.

کشور دوران رکود اقتصادی را تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید