thunk

[ایالات متحده]/θʌŋk/
[بریتانیا]/θʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای یک جسم سنگین که به یک سطح برخورد می‌کند؛ یک اصطلاح برنامه‌نویسی برای تابعی که برای تأخیر در یک محاسبه استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

think thunk

فکر کردن سریع

thunk it

آن را سریعاً بکوب

thunk away

سریعاً دور بزن

big thunk

ضربه بزرگ

thunk noise

صدای ضربه

thunk time

زمان ضربه

thunk process

فرآیند ضربه

quick thunk

ضربه سریع

thunk moment

لحظه ضربه

thunk thought

فکر سریع

جملات نمونه

i need to thunk about the best solution for this problem.

من باید در مورد بهترین راه حل برای این مشکل فکر کنم.

after a long thunk, i finally made my decision.

بعد از یک تفکر طولانی، من بالاخره تصمیم گرفتم.

she took a moment to thunk before responding.

او قبل از پاسخ دادن لحظه‌ای وقت گذاشت تا فکر کند.

let's thunk over the proposal before we commit.

قبل از تعهد، بیایید پیشنهاد را مرور کنیم.

he gave it a good thunk, but couldn't find the answer.

او در مورد آن خوب فکر کرد، اما نتوانست جواب را پیدا کند.

during my thunk, i realized what i truly wanted.

در حین فکر کردن من، متوجه شدم که واقعاً چه می‌خواهم.

it took a while to thunk through all the options.

مدتی طول کشید تا تمام گزینه‌ها را مرور کنم.

she always takes a thunk before making big decisions.

او همیشه قبل از تصمیم‌گیری‌های بزرگ فکر می‌کند.

after a quick thunk, he changed his mind.

بعد از یک فکر سریع، او نظرش را عوض کرد.

we should thunk about how to improve our project.

ما باید در مورد نحوه بهبود پروژه خود فکر کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید