thwack the ball
ضربه زدن به توپ
thwack it hard
سخت به آن ضربه بزنید
thwack sound effect
اثر صوتی ضربه
thwack against wall
ضربه زدن به دیوار
thwack the ground
ضربه زدن به زمین
thwack the air
ضربه زدن به هوا
thwack the target
ضربه زدن به هدف
thwack with force
با زور ضربه زدن
thwack the stick
ضربه زدن به چوب
thwack on impact
با برخورد ضربه زدن
the baseball player hit the ball with a loud thwack.
بازیکن بیسبال توپ را با صدای بلندی به ضربه زد.
she gave the table a thwack to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، ضربهای به میز زد.
he heard the thwack of the ball against the racket.
او صدای ضربه توپ به راکت را شنید.
the door closed with a thwack that echoed in the hallway.
در با صدایی که در راهرو طنین انداز شد، بسته شد.
with a thwack, the book landed on the table.
با ضربهای، کتاب روی میز فرود آمد.
he thwacked the mosquito that was buzzing around his head.
او پشهای را که دور سرش میچرخید، به ضربه زد.
the coach thwacked the ball into the goal during practice.
مربی در طول تمرین، توپ را به ضربه به سمت دروازه فرستاد.
she thwacked her pillow in frustration.
او از سر ناامیدی بالش را به ضربه زد.
there was a thwack as the stick hit the ground.
با ضربهای چوب به زمین خورد.
the thwack of the drum filled the air during the performance.
صدای طبل در طول اجرا، هوا را پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید