tictac

[ایالات متحده]/ˈtɪk.tæk/
[بریتانیا]/ˈtɪk.tæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدایی که توسط یک ساعت یا مکانیزم مشابه تولید می‌شود
Word Forms
جمعtictacs

عبارات و ترکیب‌ها

tictac game

بازی تیک تاک

tictac clock

ساعت تیک تاک

tictac sound

صدای تیک تاک

tictac timer

شمارش معکوس تیک تاک

tictac toy

اسباب بازی تیک تاک

tictac rhythm

ریتم تیک تاک

tictac beat

ضرب تیک تاک

tictac pattern

الگوی تیک تاک

tictac effect

اثر تیک تاک

tictac style

سبک تیک تاک

جملات نمونه

time flies like a tictac clock.

زمان مانند ساعت تیک تاک می‌گذرد.

the tictac sound of the clock calms me.

صدای تیک تاک ساعت من را آرام می‌کند.

can you hear the tictac of the old watch?

آیا صدای تیک تاک ساعت قدیمی را می‌شنوید؟

she set the timer to tictac for five minutes.

او تایمر را برای پنج دقیقه روی حالت تیک تاک تنظیم کرد.

the children played a game called tictac toe.

بچه‌ها یک بازی به نام تیک تاک تو بازی کردند.

his heart raced with every tictac of the clock.

قلبش با هر تیک تاک ساعت به تپش افتاد.

she loves the rhythmic tictac of the metronome.

او عاشق صدای ریتمیک تیک تاک مترونوم است.

every tictac reminds me of the moments we shared.

هر تیک تاک من را از لحظاتی که با هم گذراندیم یاد می‌کند.

he counted the tictac of the seconds in silence.

او در سکوت، تیک تاک ثانیه‌ها را شمرد.

the tictac of time is relentless and unforgiving.

تیک تاک زمان بی‌رحم و نه‌نگاشفتنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید