tinkerings

[ایالات متحده]/'tɪŋkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور تجربی تعمیر یا تنظیم کردن؛
n. یک تعمیر یا تنظیم کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

tinkering with

دستکاری کردن

جملات نمونه

She spent the afernoon tinkering about in the garden shed.

او بعد از ظهر در حال ورجه و ورجه کردن در انبار باغ بود.

He’s outside tinkering around with his bike.

او بیرون در حال ورجه و ورجه کردن با دوچرخه اش است.

he spent hours tinkering with the car.

او ساعت ها در حال ورجه و ورجه کردن با ماشین بود.

these measures are merely tinkering at the edges of a wider issue.

این اقدامات صرفاً در لبه یک مسئله گسترده ورجه و ورجه هستند.

They haven’t made any real changes to the system — they’ve just been tinkering around a bit.

آنها تغییرات واقعی در سیستم ایجاد نکرده اند - آنها فقط کمی ورجه و ورجه کرده اند.

tinkered with the engine, hoping to discover the trouble; tinkering with the economy by trying various fiscal policies.

با موتور ور رفتیم، امیدوار بودیم مشکل را پیدا کنیم؛ با تلاش برای اجرای سیاست‌های مالی مختلف، با اقتصاد ور رفتیم.

نمونه‌های واقعی

I find so much fun especially tinkering with technology.

من از کار کردن با تکنولوژی و دستکاری کردن آن لذت زیادی می برم.

منبع: VOA Standard English_ Technology

I know because I went right to work on this new clock thing I've been tinkering with.

من می دانم زیرا بلافاصله برای کار روی این وسیله ساعت جدید که با آن دست و پنجه نرم می کردم، شروع به کار کردم.

منبع: Prosecution witness

And it launched some garage tinkering for Warner, who by day works on improving particle accelerators at Fermilab.

و این باعث شد که وارنر، که در طول روز روی بهبود شتاب دهنده های ذرات در فرملب کار می کند، شروع به دستکاری در گاراژ کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation August 2014

And tinkering away at an engine instead of fighting for freedom?

و دستکاری در یک موتور به جای مبارزه برای آزادی؟

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

And like many similar projects on Earth, the owners cannot resist tinkering with it.

و مانند بسیاری از پروژه های مشابه در زمین، صاحبان نمی توانند جلوی دستکاری در آن را بگیرند.

منبع: The Economist - Technology

They whiled away the hours tinkering with electronics in the Jobs' house.

آنها ساعت ها را با دستکاری وسایل الکترونیکی در خانه جابز سپری کردند.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

They keep tinkering with the same problems instead of letting go and moving forward.

آنها به جای رها کردن و پیش رفتن، به دستکاری در همان مشکلات ادامه می دهند.

منبع: Science in Life

Often our tinkerings with nature do lead to big, unintended consequences and chain reactions.

اغراقاً، دستکاری های ما با طبیعت منجر به عواقب بزرگ، ناخواسته و واکنش های زنجیره ای می شود.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

Some people worry that tinkering deliberately with the atmosphere may cause more harm than good.

برخی افراد نگرانند که دستکاری عمدی در جو ممکن است بیشتر از نفع، آسیب برساند.

منبع: The Economist - Technology

And they've also learned that, by tinkering with it, they can change the way customers spend.

و آنها همچنین متوجه شده اند که با دستکاری در آن می توانند نحوه هزینه کردن مشتریان را تغییر دهند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید